ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٣ - و عبارت ان الله سبحانه امر عباده تخييرا
معناى واجب مىباشد.
توضيح پرسش آن مرد اين است: اگر رفتن ما به قضا و قدر بوده است ما در زحمتى كه كشيدهايم بىاجريم؟ و اين از آن روست كه در گفتار از «قضا»، آفرينش اراده مىشود و آنچه كه خداوند در بنده آفريده است بدون اختيار بنده و هر چه كه غير اختيارى باشد اجر و مزدى در انجام آن وجود ندارد.
عبارت امام (ع): ويحك ... الوعيد
بيانگر ريشه گمان اوست و آن شايد چيزى است كه وى در مورد تفسير قضا و قدر، مىپنداشته، يعنى علم خدا كه خواه و ناخواه كار بايد مطابق آن انجام بگيرد.
(٧٥٠٥٣- ٧٥٠٢٥)
و عبارت: انّ اللّه سبحانه امر عباده تخييرا
اشاره است به تفسير قضا به معنى امر و فرمان الهى، همان طورى كه امام (ع) در پاسخ كسى كه از معناى آن مىپرسد- با استشهاد به آيه شريفه «وَ قَضى رَبُّكَ» براى اثبات اين تفسير- تصريح كرده است، و بديهى است كه امر و نهى الهى با مختار بودن بنده در كار خود، منافاتى ندارد. البتّه اين پاسخ نسبت به مقدار فهم طرف سؤال يك پاسخ اقناعى است و گاهى در تفسير قضا گفتهاند: قضا، عبارت است از آفرينش خداى متعال تمام صورتهاى كلّى و جزئى موجودات را كه اين صورتها در عالم عقول به تعداد زياد و بىنهايتند، سپس از آنجا كه ايجاد آن گروه صورتهايى را كه به مادّه وابستگى دارند در مادّه خود، و بيرون آوردن از مرحله قوّه و استعداد به مرحله فعليّت يعنى پذيرش صورتها، يكى پس از ديگرى و تدريجى بوده است، بنا بر اين قدر عبارت است از ايجاد آن امور و تفصيل آنها يكى پس از ديگرى، همان طور كه خداى متعال فرموده است: وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ [١].
[١] سوره حجر (١٥) آيه (٢١) يعنى: و هيچ چيز در جهان نيست مگر اين كه منبع و خزينه آن نزد ماست ولى ما از آن بر عالم خلق جز به مقدار معينى كه مصلحت است نمىفرستيم.