ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٨ - شرح
پايبندى به كارهاى خوب و از اين رو لفظ الجنّة را استعاره آورده است كه پارسايى نيز همانند سپر انسان را از عذاب خدا در آخرت و از بزرگترين گرفتاريها در دنيا نگه مىدارد، چنان كه با سپر و ديگر سلاحها نگهدارى مىشود.
(٧٣٢٥٢- ٧٣٢٤٩) دوازدهم- خوشنودى به قضاى الهى همدمى نيكوست. قبلا روشن شد كه خوشنودى به قضاى الهى، و آنچه مقدّر باشد، خود درى بزرگ از درهاى بهشت، و از جمله نتايج صفات پسنديده است. بديهى است كه چنين چيزى در دنيا و آخرت همدمى نيكوست.
(٧٣٢٥٨- ٧٣٢٥٦) سيزدهم- دانش ميراثى ارزشمند است، علم و آگاهى فضيلت نفس عاقله و بالاترين كمالى است كه مورد توجه است، و به همين جهت ميراث ارزشمند دانشمندان بلكه ارزشمندترين ميراث و دستاورد است. مقصود امام (ع) وراثت معنوى است چنان كه در قرآن آمده است: وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ [١]، يعنى دانش و حكمت.
(٧٣٢٦٢- ٧٣٢٥٩) چهاردهم- آداب پسنديده، زيورهاى تازه و كهنگى ناپذيرند. مقصود امام (ع) آداب شرعى و اخلاقى پسنديده است، كلمه الحلل و المجدّدة را استعاره آورده است به اعتبار زينت دائمى انسان به وسيله آداب، و تازگى شوكت و زيبايى رضاى روحش در طول زمان، با رعايت آنها و بروز آثار نيك، آداب نيك، مانند زيورهايى كه پيوسته صاحب زيور را تازه و با طراوت نشان مىدهد.
(٧٣٢٦٦- ٧٣٢٦٣) پانزدهم- انديشه آدمى آينهاى صاف است، گاهى مقصود از فكر، همان نيروى انديشه، و گاهى- به طور مطلق- حركت نيروى فكرى، به هر صورتى كه باشد، و گاهى هم معناى ديگرى مورد نظر است. اما در اين جا منظور همان نيروى فكرى است. كلمه: المرآة يعنى آينه، را استعاره آورده است از آن جهت كه
[١] سوره مريم (١٩) آيه (٥) يعنى به لطف خاص خود به من فرزندى صالح و جانشينى شايسته عطا فرما كه او وارث من و همه آل يعقوب باشد.