ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٨ - بنا بر اين عبارت لا قوام الخراج،
خوش سابقه از نظر حالات، رفتار و گفتار نيك باشند.
٤- كسانى از جنگجويان و دليران باشند.
٥- از بخشندگان و جوانمردان باشند امّا اوامر:
١- فردى از سپاهيان را به رياست برگمارد كه داراى اين ويژگيها باشد.
٢- با افراد ياد شده نزديك و همنشين شود، يعنى در اين پست و مقام با آنها همراه باشد و در باره آنان او را ترغيب و تشويق نموده است با اين عبارت:
فانّهم ... من العرف، يعنى زيرا آنان جامع بزرگوارى و شاخسار احسانند. و آنان را با صفت: جامع بزرگوارى و شاخههايى از نيكى، ستوده است، از باب اطلاق نام لازم بر ملزوم خود، زيرا انبوهى از بزرگوارى يعنى فضيلتهاى ياد شده لازم و همراه چنان افرادى است، امانتدارى، بخشندگى و جوانمردى خصلتهاى خوبى هستند كه تحت عنوان پاكى و پاكدامنى قرار دارند. بردبارى و دلاورى دو فضيلت از فضايل اخلاقى و در ذيل عنوان شجاعت هستند. و احتمال دارد مرجع ضمير در عبارت: فانهم، فضايل ياد شده باشد، همان طور كه در آيه مباركه آمده است:
«فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي» كه مرجع ضمير بتهايند.
٣- همانند پدر و مادرى، به كارهاى آنها و آنچه مربوط به مصلحت آنهاست، رسيدگى كند، و اين سخن كنايه از نهايت مهربانى نسبت به آنهاست.
٤- او را از اين كه كمك مالى و يا هر نوع منفعت رسانى را كه باعث تقويت آنها مىگردد در نزد خود بزرگ شمارد، نهى فرموده است، بدان جهت كه اين عمل باعث كوتاهى او در حق ايشان مىگردد.
٥- مبادا وعده محبّتى كه به آنها داده است، ناچيز شمارد، و اين كوچك شمردن باعث شود تا او به وعده خود عمل نكند، و به رجحان انجام وعدهاى كه به آنها داده است، هر چند كه ناچيز باشد، با اين عبارت استدلال كرده: فانه