ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩ - مقصد سوم توجه دادن بر ضرورت بخشش مال به گونه صدقه دادن و احسان به نيازمندان و فقراء
را از آن جهت به دشوارى در صعود وصف كرده است كه مشقّت و موانع زيادى در ارتقاى بدانجا وجود دارد.
براى آمادگى اين سفر نظر او را به سه امر جلب كرده است:
اوّل: سبكبار در آن سفر از آنكه بارش سنگين است، خوشحالتر است، همان طور كه قبلا گفتيم اين امر واضحى است.
دوم: كسى كه كند حركت كند ناراحتتر از كسى است كه تند حركت مىكند، و اين مطلب نيز روشن است. زيرا كندرو در يك جانب از دو طرف افراط و تفريط ايستاده، سرگرم هواى نفس و غافل از مقصد اصلى است تا اين كه اجل گريبانش را مىگيرد و او اسير گرداب هلاكت مىشود و بر فرصت از دست رفته حسرت مىخورد.
سوم: بيان دو نتيجه و سرانجام كار، يكى بهشت و ديگرى دوزخ، زيرا سرانجام آن راه، رهرو خود را ناگزير در يكى از آن دو فرود مىآورد، و اين نيز مطلب واضحى است، زيرا گرفتارى انسان در امور دنيا عمل كردن در دنيا و پايان يافتن آن تا رسيدن به آخرت، يا در جهت مقصد اصلى و به طرف قبله واقعى و دورى از راه افراط و تفريط است كه به اين ترتيب راه به سرعت طى مىشود و رهرو خود را به بهشت مىرساند، و يا اين كه در جهت انحراف از مقصد اصلى است و به سمت آنچه در اين راه از موارد نهى خدا و انواع حرامها وجود دارد، متمايل مىشود. كه به اين ترتيب، رهرو خود را بر آتش فرود مىآورد.
نسبت دادن، هبوط به راه دنيا [طريق] مجاز است از آن رو كه اين راه سرانجام بر يكى از دو مقصد مىرسد، مانند كسى كه چيزى را پايين مىآورد تا در جايى قرار دهد.
آن گاه دستور داده است تا پيش قراولى براى خود بفرستد و وسيلهاى براى نجات خود و خوشحالىاش فراهم آورد پيش از آن كه در يكى از آن دو منزل