ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٦٨ - ترجمه
(٣٤١٤) ٤١٤- امام (ع) فرمود:
الْوِلَايَاتُ مَضَامِيرُ الرِّجَالِ (٨٦١٨٨- ٨٦١٨٦)
[ترجمه]
«حكومتها ميدانهاى آزمون مردانند».
[شرح]
(٨٦١٨٨- ٨٦١٨٦) مقصود از ميدانها، جاى شناخت، اسب تندرو است و آن جايى است كه اسبها براى مسابقه در كنار هم قرار مىگيرند. لفظ «مضامير- ميدانها» را براى حكومتها به اعتبار اين كه محلّ ظهور خوبى حاكم از بدى و پستى اوست، همان طورى كه ميدانها براى اسبها چنيناند، استعاره آورده است.
(٣٤١٥) ٤١٥- امام (ع) فرمود:
مَا أَنْقَضَ النَّوْمَ لِعَزَائِمِ الْيَوْمِ (٨٦١٨٢- ٨٦١٧٨)
[ترجمه]
«چه تصميمهاى روزانه را كه خواب درهم مىشكند».
[شرح]
(٨٦١٨٢- ٨٦١٧٨) ما در اينجا براى تعجّب است، و اين سخن به منزله ضرب المثلى است براى كسى كه تصميم به كارى بگيرد، و بعد از آن غفلت كند و يا آن را كوچك بشمارد و به تأخير بيندازد تا اين كه نسبت به انجام آن از تصميم خود برگردد. و اصل مطلب از اين قرار است كه گاهى انسان تصميم به سفرى- به طور مثال- و يا حركت در قسمتى از شب مىگيرد تا اين كه به سير روزانهاش كمك كند، امّا خواب بر او غلبه مىكند تا بامدادان و آن وقت تصميم از دست مىرود، و آن تصميم كه در روز گرفته بود، درهم مىشكند.
(٣٤١٦) ٤١٦- امام (ع) فرمود:
لَيْسَ بَلَدٌ بِأَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَدٍ خَيْرُ الْبِلَادِ مَا حَمَلَكَ (٨٦٢٠١- ٨٦١٩٢)
[ترجمه]
«هيچ شهرى از شهر ديگر براى تو شايستهتر نيست بهترين شهرها