ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٦ - شرح
(٣٣٣٨) ٣٣٨- امام (ع) به قومى كه كسى از آنها مرده بود، تسليت گفته و امر به صبر نموده و فرمود:
إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَيْسَ بِكُمْ بَدَأَ- وَ لَا إِلَيْكُمُ انْتَهَى- وَ قَدْ كَانَ صَاحِبُكُمْ هَذَا يُسَافِرُ فَعُدُّوهُ فِي بَعْضِ أَسْفَارِهِ- فَإِنْ قَدِمَ عَلَيْكُمْ وَ إِلَّا قَدِمْتُمْ عَلَيْهِ (٨٣٤٨٠- ٨٣٤٥٤)
[ترجمه]
«مرگ او نه از شما شروع و نه به شما ختم يافته، فرض كنيد اين بار به سفرى رفته است و اين سفر را مانند سفرهاى ديگرش بدانيد كه به سوى شما باز مىگردد و اگر او باز نگردد شما به نزد او باز مىگرديد».
[شرح]
(٨٣٤٨٠- ٨٣٤٤٥) «عدّوه» يعنى: چنين فرض كنيد. اين نوع تسليت، با عبارتى فصيح، و معناى بسيار براى قانع ساختن و آرامش مفيد است.
(٣٣٣٩) ٣٣٩- امام (ع) فرمود:
أَيُّهَا النَّاسُ لِيَرَكُمُ اللَّهُ مِنَ النِّعْمَةِ وَجِلِينَ- كَمَا يَرَاكُمْ مِنَ النِّقْمَةِ فَرِقِينَ- إِنَّهُ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ- فَلَمْ يَرَ ذَلِكَ اسْتِدْرَاجاً فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفاً- وَ مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فِي ذَاتِ يَدِهِ- فَلَمْ يَرَ ذَلِكَ اخْتِبَاراً فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولًا (٨٣٥٢٣- ٨٣٤٨٤)
[لغت]
(استدراج): ناگهانى گرفتن
[ترجمه]
«اى مردم بايد خداوند شما را از نعمت و بخشش خود ترسان ببيند چنان كه از عذاب و كيفر خويش بيمناك مىبيند، براستى كسى كه مال فراوان در اختيار دارد و نبيند كه آن را ناگهان از او باز مىگيرند از ترس ايمن و آسوده گشته است، و كسى كه تنگدست گردد، و آن را آزمايش نبيند، پاداشى را كه اميد و آرزو به آن بسته، تباه ساخته است.»
[شرح]
(٨٣٥٢٣- ٨٣٤٨٤) امام (ع) دستور داده است تا به هنگام رسيدن نعمت، از ترس اين كه مبادا