ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٨٧ - شرح
امّا جمله دوم: مقصود از عدل، اعتقاد به جريان عدالت در تمام كارها و گفتههاى خداوند متعال است، و از لوازم چنين ويژگى آن است كه بنده خدا او را متهم نسازد بر اين كه خداوند او را بر عمل ناروا مجبور ساخته و بعد او را به كيفر برساند و يا اين كه او را تكليف مالايطاق نمايد، و نظاير اينها از مسائل مربوط به اصول دين كه معتزله در آنها به ظواهر قرآن توجه كردند.
(٣٤٤٣) ٤٤٣- امام (ع) فرمود:
لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ (٨٦٨٠٥- ٨٦٧٩٣)
[ترجمه]
«با وجود حكمت و دانايى، خيرى در خاموشى نيست چنان كه با جهل و نادانى خيرى در گفتار نيست»
[شرح]
(٨٦٨٠٥- ٨٦٧٩٣) خاموشى از گفتن حكمت، صفتى ناروا و انحراف از فضيلت گفتار است، و گفتار از روى نادانى زياده روى است و خيرى در آنها نيست، بلكه خير در حد متوسّط و سخن حكيمانه است.
(٣٤٤٤) ٤٤٤- امام (ع) در دعاى طلب باران، عرض كرد:
اللَّهُمَّ اسْقِنَا ذُلُلَ السَّحَابِ دُونَ صِعَابِهَا (٨٦٨١٨- ٨٦٨١٣)
[ترجمه]
«خدايا ما را آب ده، از ابرهاى رام فرمانبردار، نه با ابرهاى سخت نافرمان».
[شرح]
(٨٦٨٦٣- ٨٦٨١٣) سيد رضى مىگويد: اين سخن از كلماتى است كه فصاحتش شگفتآور است، توضيح اين كه امام (ع) ابرهايى را كه داراى رعد و برق و صاعقهها هستند به شتران سركش كه برمىجهند با بارها و برمىجهانند سواران را و ابرهاى خالى