ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٨٨ - شرح
(٣١٨٩) ١٨٩- امام (ع) فرمود:
لَا يُزَهِّدَنَّكَ فِي الْمَعْرُوفِ مَنْ لَا يَشْكُرُهُ لَكَ- فَقَدْ يَشْكُرُكَ عَلَيْهِ مَنْ لَا يَسْتَمْتِعُ بِشَيْءٍ مِنْهُ- وَ قَدْ تُدْرِكُ مِنْ شُكْرِ الشَّاكِرِ- أَكْثَرَ مِمَّا أَضَاعَ الْكَافِرُ- وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ^ (٧٨٩١٦- ٧٨٨٨٧)
[ترجمه]
«كسى كه در باره كار نيك تو ناسپاسى كند، نبايد باعث بىميلى تو به كار خوب شود، زيرا آن كه از كار نيك تو بهرهاى نبرده است، سپاسگزار تو خواهد بود و از سپاس سپاسگزار بيش از آنچه ناسپاس ضايع كرده، به تو خواهد رسيد، و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»
[شرح]
(٧٨٩١٦- ٧٨٨٨٧) امام (ع) از بىرغبتى در كار نيك به دليل ناسپاسى آن كه به وى نيكى شده، نهى فرموده است، و به كار نيك وسيله سه قياس مضمر وادار كرده است:
صغراى قياس اول، عبارت: فقد يشكرك عليه ... منه است و اين بدان دليل است كه مردم نيكى و نيكوكاران را دوست دارند. و كبراى مقدر آن نيز چنين است: و در تمام مواردى كه سپاسگزار تو باشد كسى كه از نيكى تو بهرهاى نبرده است، تو بايد چنان كار نيكى را انجام دهى. و مقدمه صغراى قياس دوم عبارت: و قد قدرك ... الكافر است، يعنى تو از سپاس آن كه از نيكى تو برخوردار نشده بيش از آنچه كه ناسپاس تباه كرده است و سپاس نيكيى كه در حق وى كردهاى، مىيابى.
و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر موردى كه از سپاسگزار بيش از آنچه تباه كرده است، دريافتى پس انجام آن بر تو واجب است، و مقدّمه صغراى قياس سوم، عبارت: و اللّه يحبّ المحسنين است. يعنى خداوند به خاطر نيكوكارى، نيكوكاران را دوست مىدارد. و كبراى مقدر آن نيز چنين است: و هر كس را كه خداوند به خاطر نيكوكارى دوست بدارد پس لازم است كه عاقل خود را در رديف او قرار دهد، و بدان وسيله به خدا نزديك شود.