ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤٨ - شرح
مطابق علم و آگاهى به راههاى كسب و مصرف مال وابسته است.
٧- از دلايل برترى علم بر ثروت آن است كه اندوخته كنندگان ثروت در آخرت در هلاكتند و در دنيا نيز مغلوب و محكومند، گر چه بر زنده بودن آنان گواهى دهند. چنان كه خداوند متعال مىفرمايد:
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ [١]. اما دانشمندان هميشه زندهاند، هر چند كه بدنهاى آنها از دنيا مىرود. اما سيمايشان در دلها زنده و ماندنى است.
(٧٧٥٩٣- ٧٧٥٨٠) نكته چهارم: امام (ع) پس از اين كه كمال فضيلت علم را ثابت كرد به دانش وافرى كه در سينه مبارك اوست اشاره مىفرمايد و اين كه مانع اظهار آن نيافتن كسى است كه قابليت حمل آن را داشته باشد. ها، براى تنبيه، و جواب او محذوف است و تقدير: لأظهرته (يعنى اگر فرد مستعدى بود من آن را ظاهر مىكردم) (٧٧٦٣٠- ٧٧٥٩٤) نكته پنجم: امام (ع) در صدد آن برآمده كه ثابت كند كسانى داراى علم يافت مىشوند، اما توجه داده است كه آنان صلاحيت حمل دانشى را كه نزد آن بزرگوار است ندارند، و به چهار دسته از آن افراد اشاره فرموده است و جهت تقسيم به اين اقسام آن است كه مردم غير اهل دانش يا طالب دانشاند و يا طالب نيستند، و طالبان دانش هم يا توانايى استدلال در دين را دارند يا ندارند، امّا آنان كه طالب دانش نيستند به چيزهاى ديگر سرگرمند و سرگرمى آنها يا به سبب فرو رفتن در لذات و اطاعت بىچون و چرا از شهوات است و يا به سبب دلبستگى به جمعآورى ثروت و اندوختن مال مىباشد.
اما دسته اول: شامل همان انسان ناپاكى است كه داراى صفت فرومايگى است و به همين اشاره فرموده است، در عبارت: بلى اصيب لقنا، يعنى آرى مىيابم تيز فهم نامطمئن را ... و به دلايل شايستگى نداشتن چنان كسى براى
[١] سوره توبه (٩) آيه (٣٤) يعنى: آنان كه طلا و نقره را اندوخته مىكنند.