ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٧ - شرح
يَا؟ نَوْفُ؟ إِنَّ؟ دَاوُدَ ع؟ قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ- فَقَالَ إِنَّهَا لَسَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ- إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَشَّاراً أَوْ عَرِيفاً أَوْ شُرْطِيّاً- أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَةٍ وَ هِيَ الطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ كُوبَةٍ وَ هِيَ الطَّبْلُ- وَ قَدْ قِيلَ أَيْضاً إِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ- وَ الْكُوبَةَ الطُّنْبُورُ (٧٦٠٠٨- ٧٥٩١٥)
[لغات]
(بكالى، به كسر باء): منسوب به بكاله نام روستايى از روستاهاى يمن است (رامق): ناظر، بيدار (عريف): كسى كه با مأمور دولت همكارى مىكند و راز مردم را به او مىگويد
[ترجمه]
«اى نوف! خوابى يا بيدار؟ عرض كردم: يا امير المؤمنين بيدارم. فرمود: اى نوف خوشا به حال پارسايان دنيا كه به آخرت دل بستهاند، آنان كسانى هستند كه زمين را فرش، و خاك زمين را بستر، و آب آن را نوشيدنى گوارا قرار داده و قرآن را پيراهن و دعا را جبّه خويش ساختهاند، و به اين ترتيب به روش حضرت مسيح (ع) دنيا را از خود دور كردند.
اى نوف، داود در اين وقت شب از جا بلند شد و گفت: اين ساعتى است كه در آن ساعت بندهاى درخواست نمىكند مگر اين كه روا مىگردد. جز آن كسى كه عشر بگير، يا خبرچين حكومتيان، گزمه و فراش حكومتى، يا نوازنده ساز (تار و تنبور) و يا دهل زن باشد». (بعضى گفتهاند: عرطبه يعنى دهل، و كوبه يعنى تار و ساز).
[شرح]
(٧٥٩٤٦- ٧٥٨٩٢) بيرون رفتن امام (ع) در آن وقت به همان جهت است كه از حضرت داود (ع) نقل كرده است و نيز از آن رو كه وقت آزادى است براى توجه و انديشيدن در باره آفرينش آسمانها و آراستگى آنها، سپس پارسايان در دنيا را با شش ويژگى به منظور پيروى ديگران از آنان معرفى فرموده است: