ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٨ - شرح
داشته است، چون پنهان داشتن، مهمتر از خود پارسايى است، و از طرفى پارسايى ظاهرى شايد از ريا و سمعه غير قابل انفكاك باشد بنا بر اين كم ارزش است.
(٣٠٢٤) ٢٤- امام (ع) فرمود:
إِذَا كُنْتَ فِي إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِي إِقْبَالٍ فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى (٧٣٦٦٥- ٧٣٦٥٥)
[ترجمه]
«وقتى كه تو پشت به دنيا مىكنى و مرگ رو به تو مىآورد، پس چه زود با هم روبرو مىشويد».
[شرح]
(٧٣٦٦٥- ٧٣٦٥٥) اين سخن در مورد دعوت به فرا رسيدن مرگ و آمادگى براى ملاقات با مرگ و دنياى پس از مرگ، به وسيله انجام اعمال شايسته مىباشد. پشت كردن و روآوردن، امور اعتبارىاند، زيرا انسان به اعتبار لحظات مدت عمرش لحظه به لحظه در حال پشت كردن به دنيا است، و با اين حساب، به همان نسبت كه عمرش سپرى مىشود، مرگ به او نزديك مىشود و با در نظر گرفتن هر دو جهت، تلاقى به سرعت انجام مىگيرد، و زود به هم مىرسند. كلمه: ملتقى مصدر ميمى است.
(٣٠٢٥) ٢٥- امام (ع) فرمود:
الْحَذَرَ الْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ (٧٣٦٧٧- ٧٣٦٦٩) و هو ظاهر
[ترجمه]
«زنهار، به خدا سوگند، آن چنان پنهان داشته كه گويى آمرزيده است».
[شرح]
(٧٣٦٧٠- ٧٣٦٦٩) امام (ع) بدين وسيله انسان را از خشم الهى به سبب نافرمانى از او برحذر داشته است، به خاطر سهلانگارى و پوشيده داشتن گناه خود تا بدانجا كه گويى