ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧ - ترجمه
مِنْ نَفْسِكَ- وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ وَ إِنْ قَلَّ مَا تَعْلَمُ- وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ يُقَالَ لَكَ- وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِعْجَابَ ضِدُّ الصَّوَابِ وَ آفَةُ الْأَلْبَابِ- فَاسْعَ فِي كَدْحِكَ وَ لَا تَكُنْ خَازِناً لِغَيْرِكَ- وَ إِذَا أَنْتَ هُدِيتَ لِقَصْدِكَ فَكُنْ أَخْشَعَ مَا تَكُونُ لِرَبِّكَ (٦١٣٦٨- ٦١١٤١)
[لغات]
(يحذو): پيروى مىكند (سفر): مسافران (أمّوا): قصد كردند (جناب): نابودى، مرتبه و مقام (مريع): سرسبز و خرم (وعثاء السفر): دشوارى مسافرت (جشوبة المطعم): درشتى، ناگوارى (هجم): ناگهانى اتفاق افتاد (كدح): كسب.
[ترجمه]
«اى پسرك من، تو را از دنيا و كيفيّت آن و از بين رفتن و گذشتن آن آگاه ساختم، همچنين از آخرت و سرنوشت اهل آخرت مطّلع كردم، و براى عبرت و پيروى تو مثلهايى زدم، براستى مثل آن كسى كه دنيا را آزموده، مثل آن گروه مسافرى است كه در جاى خشك و بىحاصل باشند [كه مطابق ميل آنها نيست] ولى جاى پر آب و علف و ناحيه سبز و خرّمى مورد نظر آنها باشد، از اين رو رنج و زحمت راه و فراق يار و دشوارى سفر و ناگوارى خوراك را تحمّل كنند تا به منزل فراخ و استراحتگاه خود برسند بنا بر اين آنان در تحمل هيچ يك از اين سختيها احساس ناراحتى نمىكنند و از دست دادن اندوختههاى خود را خسارت نمىدانند و چيزى نزد ايشان خوش آيندتر از آن نيست كه آنان را به سر منزل مقصود نزديك سازد. و امّا داستان كسانى كه فريب دنيا را خوردند، بمانند داستان گروهى است كه در منزل خوش و خرّمى باشند سپس به محلّى تنگ و بىآب و علفى بيايند، براى آنان هيچ چيز ناگوارتر و دشوارتر از مفارقت از جايى كه در آن بودند و به طور ناگهانى به جاى ديگر رفتن، نيست.
اى پسرك من خود را ما بين خود و ديگران ملاك سنجش قرار ده، پس براى ديگران آنچه را بپسند كه براى خود مىپسندى، و بر ديگران مپسند آنچه را كه بر