ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٨ - شرح
با همه خوارى و پستى كه شما را فرا گرفته و ضعف ايمانتان گفتنيها را گفتم، اين شما و اين فدك لجام آن مركب را بگيريد و بر پشت آن سوار شويد و به هر سو مىخواهيد بتازيد، ولى بدانيد كه ننگ حق كشى را بر خود خريديد و خشم خدا را برانگيختيد آتش دوزخ را كه بر جانها احاطه دارد پذيرا شديد همه كارهاتان در محضر خداست إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ [١]. آن گاه حضرت زهرا (ع) به خانه برگشت و سوگند ياد كرد كه هرگز با ابو بكر سخن نگويد و از خداوند مىخواست تا حق او را بگيرد، اين چنين بود تا وقتى اجلش فرا رسيد، وصيت كرد كه مبادا ابو بكر بر جنازه او نماز گزارد، اين بود كه عباس بر جنازه آن بزرگوار نماز خواند و شب هنگام به خاك سپرده شد. بعضى نقل كردهاند: وقتى كه ابو بكر سخنان حضرت زهرا (ع) را شنيد، حمد و سپاس خدا را گفت و درود بر پيامبرش فرستاد، سپس گفت اى بهترين بانوان و دختر بهترين پدران به خدا قسم كه من از نظر رسول خدا تجاوز ننمودهام و جز به فرمان او عمل نكردهام، البته كه زمامدار و رهبر به كسان خود دروغ نمىگويد تو گفتنى را گفتى و آنچه لازم بود ابلاغ كردى و درشتى نمودى و از ما دورى كردى، پس خداوند ما و شما را بيامرزد، اما بعد، سلاح و مركب سوارى و نعلين پيامبر (ص) را به على دادم، من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: ما گروه پيامبران هيچ طلا و نقره، زمين، باغ، و منزلى پس از خود به ارث نمىگذاريم و ليكن ما ايمان، حكمت، علم و سنت را به ارث مىنهيم. البته آنچه را كه پيامبر مرا بدان مأمور كرده بود شنيدم و اطاعت كرده و انجام دادم.
حضرت زهرا (ع) گفت: پيامبر (ص) فدك را به من بخشيده بود.
ابو بكر گفت: چه كسى شهادت مىدهد كه پيامبر آن را به تو بخشيده است؟
[١] سوره شعرا (٢٦) آيه (٢٢٧) يعنى: ستمكاران بزودى خواهد دانست كه سرانجام كارشان چيست.