ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٠ - شرح
نقل كردهاند كه يازده درخت خرما در فدك وجود داشت كه پيامبر (ص) آنها را به دست مبارك خود كاشته بود، و فرزندان فاطمه (ع) محصول آنها را به حاجيان هديه مىكردند و خود از اين راه به ثروت زيادى مىرسيدند، بازيار كسى را فرستاد آن درختان را بريدند و خود به بصره برگشت و در آن جا به فلج مبتلا شد.
در اين داستان ميان شيعه و مخالفان موارد ابهام فراوانى وجود دارد، و هر كدام از دو گروه سخنان زيادى دارند، و اما اكنون بايد به متن نهج البلاغه بازگرديم:
بيان امام (ع): گروهى بر آن بخل ورزيدند، اشاره دارد به ابو بكر، عمر، و پيروان آنها و نيز اين سخن حضرت: گروهى ديگر آن را بخشش نموده و از آن گذشتند، اشاره دارد به سران بنى هاشم و هواداران آنها.
(٦٤٧٧٢- ٦٤٧٣٤) نهم: امام (ع) به نحو استفهام انكارى پرسيده كه او را به فدك و غير فدك از زر و زيور دنيا چه كار؟ از باب انكار نيازمندى به فدك، تا اين كه نفس خود را نسبت به آن آرامش داده و نيز خود را با ياد هدف نهايى مردم از دنيا يعنى سرانجام مدفون شدن آنها در گور و آنچه كه لازمه آن است از قبيل قطع آثار و فراموش شدن آنان از امور دنيا به اعمال شايسته توجه دهد. البته امام (ع) اين موارد را برشمرده است براى اين كه انديشه انسانى از آن نفرت دارد و دلها با ياد آنها مىشكند، در نتيجه به درگاه خدا مىنالد و به سمت اعمال خوبى كشيده مىشود كه نجات از گرفتاريهاى حالت مرگ و بعد از آن در گروه آنهاست. «واو» در عبارت «و النفس» واو حاليه است.
(٦٤٧٨٨- ٦٤٧٧٣) دهم- بعد از آن كه بيان فرموده است، به فدك و غير فدك از زيورهاى دنيا نيازى نيست آن گاه به حدّ و مرز نياز خود، يعنى رياضت و تربيت نفس به وسيله