ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٢ - شرح
نماز، و يا صدقهاى است كه بدان وسيله خودبينى و غرور حاصل مىشود. اما اين كه چنان گناه و بدى در نزد خدا بهتر از اين نيكى است، از آن رو است كه پشيمانى كه به دنبال بدى مىآيد گناه را از بين مىبرد، در صورتى كه آن خوبى كه در پى آن خودخواهى است با نابودسازى و محو كردن نيكى داراى اثر بد و پستى است كه صفحه دل را سياه مىسازد، بنا بر اين آن بدى سهلتر و در نزد خدا بهتر است.
(٣٠٤٠) ٤٠- امام (ع) فرمود:
قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوءَتِهِ- وَ شَجَاعَتُهُ عَلَى قَدْرِ أَنَفَتِهِ وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَيْرَتِهِ (٧٤٥٣٣- ٧٤٥١٤)
[ترجمه]
«مقام و ارزش هر كسى به قدر همت او، و راستى و درستىاش به اندازه جوانمردى او و دلاورىاش به مقدار عار و ننگ او از كار زشت، و پاكدامنىاش به اندازه غيرت اوست.»
[شرح]
(٧٤٥١٨- ٧٤٥١٤) امام (ع) به چهار چيز اشاره فرموده و آنها را پايه و اساس چهار چيز قرار داده است:
١- همّت، كه آن را اساس ارزش انسان قرار داده است. قدر انسان يعنى همان ميزان اعتبار وى در نزد مردم، چه والامقامى و ارجمندى و يا پستى و بىارزشى نتيجه بلند همتى و يا دون همتى خود او است. بلند همتى آن است كه انسان بر يك حدّ معيّن از امور كه باعث فزونى فضيلت و شرف او مىگردد، بسنده نكند تا به بالاتر از آن كه ارزشمندتر و والاتر است برسد، و نتيجه چنين كارى، بزرگى، عظمت و ستايش اوست. و دون همتى آن است كه انسان بر كارهاى ناچيز و پست بسنده كند و از امور با ارزش صرف نظر نمايد، و به همين نسبت او ناچيز و كم ارزش محسوب مىشود.