ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٩ - ترجمه
[بخش اول]
فَقَالَ مَا تَكْفُونَنِي أَنْفُسَكُمْ- فَكَيْفَ تَكْفُونَنِي غَيْرَكُمْ- إِنْ كَانَتِ الرَّعَايَا قَبْلِي لَتَشْكُو حَيْفَ رُعَاتِهَا- وَ إِنَّنِي الْيَوْمَ لَأَشْكُو حَيْفَ رَعِيَّتِي- كَأَنَّنِي الْمَقُودُ وَ هُمُ الْقَادَةُ- أَوِ الْمَوْزُوعُ وَ هُمُ الْوَزَعَةُ (٨٠٩٣٦- ٨٠٩٠٧)
[ترجمه]
«به خدا قسم شما مرا از خود كفايت نمىكنيد تا چه رسد به ديگران؟ اگر رعيّت پيش از من از جور حكمرانان خود شاكى بودند، من امروز از ستم رعيّتم شكايت دارم، مثل اين كه من پيرو ايشانم و ايشان زمامدار، و يا من فرمانبردارم و ايشان فرمانده!»
[شرح] (٨٠٩٧٨- ٨٠٩٣٧)
پس از آن كه امام عليه السلام ضمن گفتارى طولانى- كه ما برگزيدهاى از آن را در خلال خطبهها بيان داشتيم- اين سخنان را گفت، دو مرد از پيروان امام (ع) جلو آمدند، يكى گفت من جز خودم، و برادرم اختياردار ديگران نيستم، پس يا امير المؤمنين چه دستور مىدهى، تا انجام دهيم، امام (ع) فرمود: آنچه من مىخواهم، كجا از شما دو تن ساخته است؟
شرح اين فصل از سخن به صورت مشروح در ضمن خطبهها گذشت بعضىها گفتهاند كه حارث بن حوت نزد امام (ع) آمد و عرض كرد: گمان مىكنم كه اصحاب جمل در گمراهى بودند،
[بخش دوم] امام (ع) فرمود:
فَقَالَ ع يَا؟ حَارِثُ؟ إِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ- إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ أَهْلَهُ- وَ لَمْ تَعْرِفِ الْبَاطِلَ فَتَعْرِفَ مَنْ أَتَاهُ- فَقَالَ؟ الْحَارِثُ؟- فَإِنِّي أَعْتَزِلُ مَعَ؟ سَعْدِ بْنِ مَالِكٍ؟ وَ؟ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ؟- فَقَالَ ع إِنَّ؟ سَعْداً؟ وَ؟ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ؟
لَمْ يَنْصُرَا الْحَقَّ- وَ لَمْ يَخْذُلَا الْبَاطِلَ (٨١٠٤٩- ٨٠٩٩٥)
[ترجمه]
«اى حارث، تو به زير خود نگاه كردى، نه بر بالاى خود از اين رو سرگردان