ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٦ - شرح
سى و چهار صفت ناپسند است.
١- اميدوارى به آخرت و اجر و پاداش آن بدون عمل، زيرا اين آرزوى وى از خدا بيهوده است و پيش از اين معلوم شد آرزوها سرمايه نادانان است.
٢- تأخير انداختن توبه يا خوددارى از آن به دليل آرزوى زياد، زيرا اين باعث باقى ماندن بر معصيت و رسيدن به عذاب آخرت است.
٣- جمع كردن بين گفتار پارسايان در دنيا با كردار مشتاقان به دنيا، كه آن مكر با خداست. كه اين كردار علاقهمندان به دنيا باعث آن مىشود تا به آنان برسد آنچه بايد از عذاب اخروى برسد.
٤- سير نشدن از هر آنچه كه به او عطا كنند و آن صفت پست حرص آز است.
٥- قناعت نكردن به هنگام نرسيدن مال، و اين همان صفت ناپسند كاستى از فضيلت قناعت است.
٦- جمع كردن بين ناتوانى از شكر نعمتهايى كه از طرف خدا به او رسيده، و بين زياده طلبى بيش از حدّ كه اين جمع كردن ميان صفت ناپسند كوتاهى از فضيلت سپاسگزارى و ميان صفت ناپسند حرص است.
٧- جمع كردن بين نهى ديگران از معاصى و خوددارى نكردن خود از گناهان و آن نفاق و نيرنگ با خدا است.
٨- امر كردن ديگران به انجام كارى كه خود از انجام آن كوتاهى مىورزد، و اين هم مثل مورد قبلى نفاق و نيرنگ است.
٩- دوست داشتن نيكوكاران و كوتاهى كردن از انجام عمل آنان، و اين كوتاهى كردن خلاف دوستى با آنهاست.
(٧٧٩٢٤- ٧٧٨٤٥) ١٠- دشمن داشتن گناهكاران، در حالى كه خود يكى از آنهاست، پس عمل او مخالف دشمن داشتن آنهاست.
١١- اكراه از مردن- به دليل گناهان بسيار خود، در حالى كه بر اعمالى