ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧ - اول هدف از آفرينش و هستى، آخرت است نه دنيا،
ببند تا مبادا ناگهان مرگ تو را دريابد و بر تو غلبه كند. بترس از اين كه با دلبستگى و اعتماد به دنيا و حرص و آز دنيا داران نسبت به آن و دشمنى با هم بر سر دنيا فريب بخورى، زيرا كه خداوند به تو در باره آن خبر داده است و دنيا خود را برايت وصف كرده و بديهايش را برملا ساخته است. طالبان دنيا همانند سگان پارس كننده و درندگان در جستجوى شكارند، بعضى از آنها بر بعضى ديگر پارس مىكنند، و توانا ناتوان را مىخورد، و بزرگ بر كوچك با زور صدمه مىزند، بعضى همچون چهار پايانى دربند بسته و بعضى ديگر چون چهارپايانى هستند، رها، گم كرده خرد، بىهدف، چهار پايانى يله و بىلجام براى چريدن آفت و زيان در بيابانى سخت و سهمگين! شبانى كه نگهدارى آنها را عهدهدار باشد و يا آنها را بچراند وجود ندارد! دنيا آنان را به راه نابينايى مىبرد، و ديدهشان را از ديدن نشان هدايت و رستگارى پوشانده است، آنان در گمراهى سرگردان و در نعمت و خوشى دنيا فرو رفتهاند و آن را معبود و پروردگار خود دانند، پس دنيا آنان را بازيچه قرار داده و آنان هدف اصلى خود را از ياد بردهاند! اندكى مدارا كن و بگذار تا تاريكى برطرف شود، گويى كاروان فرا رسيد، نزديك است هر كس كه بشتابد بدانها بپيوندد».
(٦١٧٦٤- ٦١٧٤٧)
[شرح] در اين بخش از وصيّت، امام (ع) به چند امر توجّه داده است:
اوّل: هدف از آفرينش و هستى، آخرت است نه دنيا،
مرگ و نيستى است، نه زندگى و بقاى در اين عالم و اين امور عوامل اسباب عرضى هستند نسبت به وجود انسان به خاطر اين كه آنها لازمه هستى و وجود مىباشند و اما نخستين علّت واقعى از وجود انسان، همان رسيدن به كمال و پاك و وارسته بودن از وابستگيهاى دنيا و نيل به محضر پروردگار متعال است. امام على (ع) اين هدفهاى نهايى را كه وصول بدانها قطعى است براى او خاطرنشان ساخته است تا به خاطر آنها و براى پس از مرگ كار كند، و كمتر بر دنيا و آبادانى دنيا اعتماد كند، و نبايد دل به ماندن در دنيا ببندد، زيرا دنيا عارضى و از بين رفتنى است.