ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٩ - ترجمه
است، همان طورى كه گفتهاند: محبّت به چيزى [انسان را] كور و كر مىسازد [١]. دشمنى با دنيا و پارسايى در آن باعث از بين بردن آن پوشش و ظاهر كردن عيبها و زشتيهايى است كه زير پوشش بوده است. بنا بر اين امام (ع) به خاطر همان نتيجه قابل احتراز، دستور به پارسايى در دنيا داده است آن گاه از غفلت در دنيا از ماوراى اين دنيا به وسيله قياس مضمرى بر حذر داشته است كه صغراى آن جمله فلست بمغفول عنك، بوده و كبراى مقدر نيز چنين است:
و هر چه كه غير مغفول عنه باشد، شايسته نيست كه از هدف آن غفلت شود.
(٣٣٧٢) ٣٧٢- امام (ع) فرمود:
تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ (٨٤٨٤٧- ٨٤٨٤١)
[ترجمه]
«سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه مرد زير زبانش نهفته است» [٢].
[شرح]
(٨٤٨٤٧- ٨٤٨٤١) تفسير اين عبارت گذشت، لكن در اينجا امام (ع) آن را مقدمه صغراى قياس مضمرى قرار داده و بدان وسيله آدمى را به سخن گفتن به هنگام نياز به منظورى كه مورد نظر گوينده است واداشته و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر كه در زير زبانش پنهان باشد، شايسته است كه خويشتن را در ضمن گفتارش ظاهر سازد تا ديگران او را بشناسند.
(٣٣٧٣) ٣٧٣- امام (ع) فرمود:
خُذْ مِنَ الدُّنْيَا مَا أَتَاكَ- وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْكَ- فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِي الطَّلَبِ (٨٤٨٦٧- ٨٤٨٥١)
[ترجمه]
«از دنيا آنچه را به تو روى آورد برگير و از آنچه كه از تو روى گرداند روى
[١] ضرب المثل مشهورى است: حبّ الشيء يعمى و يصم- م.
[٢] مناسب اين مقام است اشعار حكيم ناصر خسرو: تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد ...- م.