ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧٣ - شرح
مقالى كه از او بروز مىكرد، پايدارى مىكند تا اين كه آن بدگمانى به طور كامل از بين مىرود. لفظ حصد را براى نابود ساختن دشمن استعاره آورده است به ملاحظه شباهتى كه دشمن در فزونى گرفتنش به وسيله آن قراين از جانب دشمن و گستردگىاش و همچنين كاستى و نابودىاش به نابودى آن قراين به زراعت دارد.
(٣١٦٥) ١٦٥- امام (ع) فرمود:
اللَّجَاجَةُ تَسُلُّ الرَّأْيَ (٧٨٣٨٢- ٧٨٣٨٠)
[لغت]
« (تسلّ): مىگيرد و از بين مىبرد
[ترجمه]
«لجاجت فكر و انديشه را از انسان مىگيرد».
[شرح]
(٧٨٣٨٢- ٧٨٣٨٠) توضيح آن كه انسان گاهى در پى چيزى است، و انديشه درست، عبارت از ژرفنگرى و پايدارى در آن كار است. بنا بر اين طبع آدمى او را وادار بر لجاجت در كار مىكند تا آنجا كه همين لجاجت باعث از بين رفتن همان انديشه درست مىشود. عبارت سلّ (از بين بردن) را براى فكر استعاره آورده است و نسبت آن به لجاجت از باب مجاز، به اين لحاظ است كه لجاجت به از بين رفتن فكر كمك مىكند و گويا آن را گرفته و محو مىسازد.
(٣١٦٦) ١٦٦- امام (ع) فرمود:
الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ (٧٨٣٨٨- ٧٨٣٨٦)
[ترجمه]
«طمع باعث بندگى هميشگى است».
[شرح]
(٧٨٣٨٨- ٧٨٣٨٦) كلمه رقّ را از آن جهت براى طمع استعاره آورده است كه لازمه طمع،