ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٨٨ - شرح
از اين چيزهاى ترسناك را تشبيه كرده به شتر رام كه شيرش را مىدوشند و به آن فرمان مىدهند و بر آنها سوار مىشوند و آن حيوانى خوش رفتار است.
كلمات «الذّلل» و «الصّعاب» به دليل همان وجه شبهى كه سيد رضى فرمود، استعاره براى ابر آورده شدهاند. در عبارت سيّد رضى: «قصت به راحلته» يعنى با بارها بر مىجهند و سوارها را نيز برمىجهانند به حدى كه نزديك است بيفتند. روايع، يعنى امور ترسناك!
(٣٤٤٥) ٤٤٥- امام (ع) فرمود:
لَوْ غَيَّرْتَ شَيْبَكَ يَا؟ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟ فَقَالَ ع- الْخِضَابُ زِينَةٌ وَ نَحْنُ قَوْمٌ فِي مُصِيبَةٍ يُرِيدُ وَفَاةَ رَسُولِ اللَّهِ ص؟ (٨٦٨٨٧- ٨٦٨٦٨)
[ترجمه]
«يا امير المؤمنين خوب بود كه موى سفيد خود را تغيير مىدادى [خضاب مىكردى] فرمود:
«خضاب زينت و آرايش است، و ما گروهى عزاداريم.»
[شرح]
(٨٦٨٨٧- ٨٦٨٧٦) سيد رضى مىگويد: مقصود امام (ع) وفات رسول خداست.
نيازى به توضيح ندارد و مطلب روشن است.
(٣٤٤٦) ٤٤٦- امام (ع) فرمود:
مَنْهُومَانِ لَا يَشْبَعَانِ طَالِبُ عِلْمٍ وَ طَالِبُ دُنْيَا (٨٦٤٥٥- ٨٦٤٤٨)
[لغت]
(نهم): علاقه زياد به خوردن
[ترجمه]
«دو گرسنهاند كه هرگز سير نمىشوند، خواهان دانش و خواستار دنيا».
[شرح]
(٨٦٤٥٥- ٨٦٤٤٨) اين كلمه [نهم] استعاره براى شدت علاقه و حرص دانشجو بر دانش و