ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٢ - شرح
(٣٢٠٩) ٢٠٩- امام (ع) فرمود:
بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الْهَيْبَةُ- وَ بِالنَّصَفَةِ يَكْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ- وَ بِالْإِفْضَالِ تَعْظُمُ الْأَقْدَارُ- وَ بِالتَّوَاضُعِ تَتِمُّ النِّعْمَةُ- وَ بِاحْتِمَالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدُدُ- وَ بِالسِّيرَةِ الْعَادِلَةِ يُقْهَرُ الْمُنَاوِئُ- وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِيهِ تَكْثُرُ الْأَنْصَارُ عَلَيْهِ (٧٩٢٥٨- ٧٩٢٢٦)
[ترجمه]
«به سكوت زياد هيبت و شكوه پديد آيد، و در اثر انصاف دوستان زياد شوند، و با نيكى كردن، منزلتها بزرگ شود. و با فروتنى، نعمت كامل گردد، و با تحمّل رنجها بزرگى حتمى مىشود، و با حسن رفتار دشمن شكست مىخورد، و با بردبارى در برابر نادان، ياوران بيشترى در مقابل او به هم مىرسند».
[شرح]
(٧٩٢٢٩- ٧٩٢٢٦) امام (ع) به هفت فضيلت اشاره كرده است و به دليل اين كه هر يك از آنها مستلزم خير و نيكى است مردم را به كسب آن فضايل ترغيب فرموده است:
١- سكوت زياد. و لازمه آن با شكوه و هيبت شدن شخص خاموش است در انظار مردم، زيرا خاموشى، در بيشتر اوقات از پىآمدهاى خرد است، و شكوه خردمندان امرى است روشن. پس اگر كسى دانست كه زياد خاموش ماندن شخص كم سخن در اثر عقل اوست، شكوه و جلالش بيشتر مىشود، و اگر ندانست، اين احتمال را مىدهد كه شايد از كمال عقل او باشد. و گاهى هم ممكن است خاموشى در اثر كاستى در غريزه و گرفتگى زبان در سخن باشد، با اين همه- به دليل نياميختن در گفتار- مورد احترام است.
(٧٩٢٣٣- ٧٩٢٣٠) ٢- انصاف، كه همان فضيلت عدالت است. امام (ع) به دليل اين كه اين فضيلت موجب افزايش دوستان مىشود، بدان ترغيب كرده است، چون كم انصافى باعث جدايى و بىالفتى است همان طورى كه ابو الطيّب گفته است:
همواره كم انصافى بين مردم- هر چند كه فاميل و خويشاوند باشند- تفرقهانداز است.