ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٧٤ - ترجمه
تسليم شدن در برابر آن چيزى است كه به آن طمع بسته و فروتنى در برابر آن است، مانند بردگى، و هم به دليل دوام تسليم شدن به سبب طمع است، زيرا شخص طمعكار تا وقتى كه از كسى چشم طمع دارد، همواره تسليم اوست، و در اين جهت مثل كسى است كه هميشه برده ديگرى است.
(٣١٦٧) ١٦٧- امام (ع) فرمود:
ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ وَ ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ (٧٨٣٩٨- ٧٨٣٩٢)
[ترجمه]
«ثمره دورانديشى درستى و سلامت و نتيجه كوتاهى در كار، پشيمانى است».
[شرح]
(٧٨٣٩٨- ٧٨٣٩٢) تفريط، عبارت از دورانديش نبودن در كارهاست.
چون قبلا معلوم شده است كه دورانديشى عبارت از پيشبينى نسبت به رويدادهايى است كه ممكن است در آينده انجام گيرد، و اين كار به درستى و سلامتى نزديكتر و از فريب خوردن دورتر خواهد بود، بنا بر اين پيشبينى حوادث باعث مىشود كه انسان از خطر آنها مصون بماند، امّا پيشبينى نكردن و كوتاهى در عمل نسبت به پيشآمدهاى آينده موجب مىشود كه انسان به دام آنها افتاده و از خطر آنها در امان نماند. و در نتيجه باعث پشيمانى پس از عمل مىگردد. پس پشيمانى از جمله نتايج تقصير و كوتاهى در عمل است.
(٣١٦٨) ١٦٨- امام (ع) فرمود:
لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ- كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ (٧٨٤١٤- ٧٨٤٠٢)
[ترجمه]
«در دم فروبستن از سخن حكيمانه، خيرى نيست، چنان كه در سخن گفتن از روى نادانى خيرى وجود ندارد.»