ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢١ - شرح
رو در روى مرد مىايستد و بر او اعتراض مىكند، و حرام داشتن چيزى كه خدا حلال نموده است و خشم نسبت به چيزى كه خدا بدان راضى است، اعتراض بر خدا و ناگزير نوعى كفر است.
(٣١١٥) ١١٥- امام (ع) فرمود:
لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِي- الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِينُ- وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ- وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاءُ وَ الْأَدَاءُ هُوَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ (٧٦٧٢٩- ٧٦٧٠٠)
[ترجمه]
«اسلام را آن چنان معرفى كنم كه پيش از من كسى معرّفى نكرده است:
اسلام عبارت از تسليم شدن و تسليم، باور كردن، و باور كردن، پذيرفتن، و پذيرفتن، همان اعتراف و اقرار است، و اعتراف، آمادگى براى انجام عمل است، و انجام عمل، خود عمل صالح است.»
[شرح]
(٧٦٧٢٩- ٧٦٧٠٠) اين قياس به نام قياس مفصول است كه مركب از چند قياس و نتايج آنها درهم ضميمه شده است نتيجه قياس اوّل آن است كه اسلام همان باور كردن است، و دوّم: باور همان پذيرفتن است و سوّمى آن است كه پذيرش همان اقرار است. و نتيجه چهارم آن است كه اقرار، انجام عمل است. و نتيجه پنجمى آن لازم بر ملزوم، امر واضحى است.
اما مقدّمه نخست: از آن رو كه اسلام عبارت از ورود در قلمرو اطاعت خداست، و لازمه آن تسليم بودن به خدا و چون و چرا نداشتن با اوست، و صدق است كه انجام وظيفه همان عمل است.
اما مقدّمه دوم- چون تسليم حق بودن تنها از راه باور داشتن شايستگى خداوند مطاع، براى تسليم وى بودن است، پس باور داشتن آن شايستگى از لوازم تسليم بودن به خداوند است و صدق بر آن از باب صدق لازم بر ملزوم است.