ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢ - مطلب دوم به اصلاح رفتار خود با مردم توصيه كرده است
(٦١٣٤١- ٦١٣٣٣) هفتم: آنچه در باره خود نمىپسندد، در باره ديگرى نگويد، مانند عيبجوئيها و گفتن القاب زشت و هر سخن كه باعث رنجش شود.
(٦١٣٥٠- ٦١٣٤٢) هشتم: به او هشدار داده است تا خودخواهى را رها كند، به اين دليل كه آن خلاف حقّ است. چون حق عبارت است از حركت در راه خدا با داشتن مكارم اخلاق، و خودخواهى از جمله اخلاق پست و نارواست، خودخواهى نقطه مقابل حق است مانند هر پستى كه ضدّ فضيلت است و هم به دليل اين كه خودخواهى آفت انديشه و عقول است، زيرا آن از بزرگترين بيماريهاى خرد و آفتهاى نابود كننده عقل است، همان طورى كه پيامبر (ص) اشاره فرموده است: «سه چيز باعث هلاكت است تا اين كه فرمود: خودبينى انسان».
(٦١٣٥٨- ٦١٣٥١) نهم: در كسب خود تلاش و كوشش كند. يعنى سزاوار است در كسب طاعت بكوشد و بعضى گفتهاند. مقصود از كدح به دست آوردن مال است و اين كه شايسته است آن را در راه خدا انفاق كند.
(٦١٣٦٨- ٦١٣٥٩) دهم: هنگامى كه پروردگار او را به سوى كمال و رشد هدايت مىفرمايد خاشعترين فرد نسبت به پروردگار خود باشد، توضيح آن كه هدايت به رشد و كمال، همان آگاهى از مسير حق تعالى است در تمام آنچه كه او از مكارم اخلاق مهيا ساخته است و آگاهى از راهى كه رفتن از آن راه انسان را به خدا مىرساند مستلزم توجه به جلال و بزرگى اوست و آن جاست كه تواضع و خشوع واقعى و خشيت كامل حاصل مىشود به دليل آيه مباركه وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ [١].
[١] سوره فاطر (٣٥) آيه (٢٨) يعنى: از بندگان خدا تنها دانشمندان از او ترس و خشيت دارند.