ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٩ - شرح
به خاطر سرزنش ملامتگر و يا خشم خشمگيرنده نيز به جهت خوار ساختن گروهى، گروه ديگر را و دشنام دادن جمعى به جمع ديگر پيمانشان را نشكنند، به اين پيماننامه، حاضر و غايب، دانا و كم خرد، پخته و نادانشان پايبند هستند.
و آنگهى با اين عهدنامه، عهد و پيمان خدا بر آنها استوار گشت، و البته از پيمان خدا مؤاخذه مىشوند. و اين پيماننامه را على بن ابى طالب نوشت».
[شرح]
(٧٢٧٦٣- ٧٢٧٣٣) در اين عهدنامه چند نكته به شرح زير است:
١- كلمه هذا، مبتدا و ما، موصول و صفت براى مبتدا و انّهم ...، خبر مبتدا است و ممكن است كلمه هذا مبتدا و جمله ما اجتمع عليه خبر آن و انّهم تفسير [١] براى هذا، باشد، گويا كسى گفته است كه آنان بر سر چه چيز با هم متحد و همپيمان شدهاند؟ در پاسخ گفته شده است: بر اساس كتاب خدا آنان اجتماع و توافق كردهاند. على كتاب اللّه خبر براى انّهم است، و جمله يدعون حال، و هم عامل و متعلّق جار و مجرور [اليه] مىباشد. و حاضر (يكجانشينى) و بادى صحراگرد از مردم يمن و هم چنين از قبيله ربيعه مىباشد.
(٧٢٧٧٢- ٧٢٧٦٤) ٢- عبارت: لا يشترون به ثمنا كنايه از پايبندى و عمل ايشان به قرآن است.
(٧٢٧٨٥- ٧٢٧٧٣) ٣- جمله: و انّهم يد واحد، يعنى در برابر مخالفان قرآن، يار و ياور يكديگرند. نام يد دست را از باب اطلاق نام سبب بر مسبّب به طور مجاز بر شخص كمكار اطلاق كرده است، و كلمه: انصار خبر دوّم براى انّ و بعضهم خبر براى انصار است.
(٧٢٨٣٨- ٧٢٧٩٧) ٤- عبارت و لا لاستذلال قوم قوما يعنى، بدان جهت كه قبيله ديگر، افراد قوم و قبيله آنان را خوار شمرده و يا دشنام داده است، پيمان شكنى نمىكنند.
[١] منظور، از تفسير در عبارت شارح، همان عطف بيان است- م.