ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤١ - ٣٢٤٨ ٢٤٨ - امام(ع) فرمود
اين طور باشد، دچار سرگردانى و گمراهى مىگردد. سعد بن مالك، همان سعد بن ابى وقاص است كه پس از قتل عثمان گوسفندان زيادى خريد و به روستا و بيابان رفت و با همان چهار پايان به سر مىبرد تا اين كه از دنيا رفت، و با على (ع) بيعت نكرد. و امّا عبد اللّه عمر به خواهرش- حفصه، همسر پيامبر (ص)- پس از بيعت با امير المؤمنين پناه برد، ولى در جنگ جمل به همراه آن حضرت نبود، و مىگفت:
عبادت مرا از سوارى و پيكار ناتوان ساخته است، بنا بر اين من نه با على و نه با دشمنان او هستم! امّا سخن امام (ع) در پاسخ حارث: انّ سعدا ...، مقدمه صغرا براى قياس مضمرى است كه امام (ع) هشدار داده است بر اين كه پيروى آنها در گوشه نشينى روا نيست، و گوشه نشينى از خيالبافيهاى نفرت انگيزى است كه هر چند به دليل درستى هم باشد، نكوهيده است.
و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: هر كس اين طور باشد، پيروى از او روا نيست.
(٣٢٤٧) ٢٤٧- امام (ع) فرمود:
صَاحِبُ السُّلْطَانِ كَرَاكِبِ الْأَسَدِ- يُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ (٨١٠٦٢- ٨١٠٥٣)
[ترجمه]
«همنشين پادشاه همچون كسى است كه بر شيرى سوار است، به مقام او مردم رشك مىبرند، اما او خود به منزلت خويش آگاهتر است».
[شرح]
(٨١٠٦٢- ٨١٠٥٣) يعنى: با اين كه ديگران آرزوى موقعيّت او را دارند، امّا او خود مىداند كه در نهايت خطر نفسانى و فريب و مكر آن است، و همين است وجه تشبيه به كسى كه سوار بر شير مىباشد.
(٣٢٤٨) ٢٤٨- امام (ع) فرمود:
أَحْسِنُوا فِي عَقِبِ غَيْرِكُمْ تُحْفَظُوا فِي عَقِبِكُمْ (٨١٠٧٢- ٨١٠٦٦)