ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠٢ - شرح
باز دارد، و اين سخن از فصيحترين كنايهها در مورد پوشش است. «من» زايد و شايد براى تبعيض باشد. و بر ضرورت پوشش آنها به وسيله قياس مضمرى توجّه داده است كه صغراى آن جمله: زيرا سختگيرى حجاب براى ايشان نتيجه پايدار دارد، يعنى براى پوشش و پاكدامنى پايدارتر است تا بيرون رفتن از خانه و آرايش كردن و براى حفظ آنها استوارتر مىباشد، و كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چه اين طور باشد بايد انجام داد.
سوم: او را هشدار داده است تا مبادا در وارد كردن كسى كه در مورد ايشان [زنان] به او اطمينان ندارد، سهل انگارى كند، و در اين مورد تفاوتى ميان مرد و زن نيست، اين جمله به منزله صغراى قياس مضمرى است كه از آن جلوگيرى و ممانعت مستفاد مىشود، و در حقيقت چنين است: اجازه ورود دادن به كسانى كه اطمينان به آنها نيست، برابر گرايش دادن زنان به فساد يا بدتر از آن است، و كبراى مقدّر نيز چنين مىشود: و هرگاه اين طور باشد، اجازه ورود نبايد داد. علت اين كه در بعضى از موارد ورود افراد نامطمئن بيشتر موجب فساد مىشود، آن است كه در اين صورت، مجال بيشترى مىيابند تا با زنان خلوت كنند و در باره خواسته فاسد خود همصحبت شوند.
چهارم: او را امر كرده است تا وسايل آشنايى ميان زن و ديگران را نابود سازد، زيرا آشنايى آنها با ديگران زمينهساز فساد است. البته به قرينه حاليه درمىيابيم كه كسانى مانند پدر و ... محرم و از شمول سخن امام خارجند. و اين كه اين دستور را مشروط بر توانايى كرده، از آن روست كه گاهى به هيچ نوع امكان ندارد، جلو آشنايى آنها را با ديگران گرفت.
پنجم: او را از سپردن اختيار امور زن در مورد خوردنى، پوشيدنى و نظاير آن، بيش از اندازه به دست خود، و بالاتر از اينها مانند واسطه شدن و شفاعت براى ديگران، نهى كرده است. و براى صلاحيّت نداشتن زن نسبت به چنين كارى