ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٤ - شرح
ناسزا حفظ مىكند.
(٧٩٠٦٢- ٧٩٠٥٩) ٢- بردبارى دهان بند نادان است. فدام چيزى است كه يك نفر گبر، دهانش را با آن مىبندد، آن لفظ را براى بردبارى استعاره آورده است، از آن رو كه شخص بردبار وقتى كه در برابر نادان قرار مىگيرد به جاى مجازات او، سكوت اختيار مىكند، و مانع از كار سفيهانه در باره خود مىشود، اين است كه اين عمل براى او به منزله دهانبند است.
(٧٩٠٦٦- ٧٩٠٦٣) ٣- گذشت، زكات پيروزى است، لفظ زكات را براى گذشت از آن جهت استعاره آورده است، كه آن فضيلتى است و در آخرت باعث اجر و ثواب است. و در اين جهت پيروزى را مانند مالى در نظر گرفته كه زكات بر آن تعلق گرفته است، و اين وسيله وادار ساختن به گذشت است.
(٧٩٠٧١- ٧٩٠٦٧) ٤- دورى كردن از آدم بىوفا از جانب تو عوضى است نسبت به كسى كه تو را فريفته است. و اين عبارت نوعى دستور به دورى كردن از اندوه حاصل از فريبكارى كسى است كه از او انتظار وفادارى بوده است، و با اين مطلب- كه اين كار از طرف شخص به جاى فريبكارى و عوض آن است و خوب عوضى است- امام (ع) ترغيب به دورى از دوست بىوفا نموده است.
(٧٩٠٧٥- ٧٩٠٧٢) ٥- مشورت با ديگران عين هدايت است، مشورت با ديگران درخواست شايستهترين نظرها در باره كار مورد نظر است و آن باعث رهنمود به آن كار مىگردد، و امام (ع) مشورت را عين هدايت قرار داده است، براى تأكيد اين رابطه و وابستگى استوارى كه در بين اين دو وجود دارد.
(٧٩٠٨١- ٧٩٠٧٦) ٦- كسى كه تنها به رأى خود متكى باشد در مخاطره است، يعنى آن كه مستبد الرّأى است در معرض نابودى است. زيرا اين روش، احتمال خطا دارد كه لازمه آن هلاكت و نابودى است. نظير اين مطلب در قبل گذشت.
(٧٩٠٨٥- ٧٩٠٨٢) ٧- شكيبايى رويدادهاى ناگوار را برطرف مىكند، كلمه «مناضله» را براى