ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦٨ - ترجمه
و دشمن دوست تو و دوست دشمن تو است.»
[شرح]
(٨٢٠٨٢- ٨٢٠٦١) حكم بر اين كه دوست دوست و دشمن دشمن، دوست است از جمله قضاياى مظنونه [١] است، به اين احتمال كه دوست اطّلاع ندارد كه دوستش داراى دوستى است، و يا دشمنش نمىداند كه دشمن وى، دشمن ديگرى نيز دارد تا چه رسد به اين كه او را دشمن بدارد و يا دوست بدارد. و هم چنين حكم بر اين كه دشمن دوست و دوست دشمن، به احتمالى كه گفتيم ممكن است دشمن باشند.
(٣٢٨٠) ٢٨٠- امام (ع) مردى را ديد كه براى آن كه به دشمن صدمهاى بزند، به خود زيان مىرساند، فرمود:
إِنَّمَا أَنْتَ كَالطَّاعِنِ نَفْسَهُ لِيَقْتُلَ رِدْفَهُ (٨٢١٠١- ٨٢٠٩٦)
[ترجمه]
«تو مانند كسى هستى كه به خود نيزهاى فرو مىبرد تا كسى را كه به پشت سرش سوار است بكشد».
[شرح]
(٨٢١٠١- ٨٢٠٨٣) وجه شبه همان قصد اذيت ديگرى است به وسيلهاى كه باعث آزردن خويشتن است.
(٣٢٨١) ٢٨١- امام (ع) فرمود:
مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ (٨٢١١٠- ٨٢١٠٥)
[ترجمه]
«چه قدر پند و عبرتها فراوان و پند پذيرى اندك است!»
[١] از جمله مبادى صناعات خمس در منطق مظنونات است كه در مقدّمه بعضى از صناعات بكار مىرود- م.