ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٨٥ - شرح
[شرح]
(٨٦٧٤٨- ٨٦٧٠٧) امام (ع) براى روزگار، نكوهشهايى نموده است:
١- كلمه «عضوض» را براى دنيا استعاره آورده است به اعتبار اين كه دنيا چون حيوان ناهموار، ناراحت كننده و گزنده است. وزن فعول در اينجا براى مبالغه است.
٢- مالدار آنچه در دست دارد سخت مىگيرد. كنايه از بخل وى از مال خود است، و براى درستى سخن خود: «و لم يؤمر بذلك، يعنى: در حالى كه بدان مأمور نشده است و به آيه مباركه وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ [١] استدلال فرموده است، زيرا اين آيه به استحباب صرف ما زاد مال دلالت دارد، و اين خود، با بخل در مال منافات دارد.
٣- در آن روزگار، مقام بدان بالا مىرود و نيكان خوار مىگردند.
٤- درماندگان، از روى جبر، با رهبران جور و ستمگران معامله كنند، و بر زشتى مطلب منع پيامبر را دليل آورده است.
(٣٤٤١) ٤٤١- امام (ع) فرمود:
يَهْلِكُ فِيَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ مُفْرِطٌ وَ بَاهِتٌ مُفْتَرٍ (٨٦٧٥٩- ٨٦٧٥٢)
[ترجمه]
«دو دسته در باره من هلاك مىشوند: دوستى كه تند روى مىكند، و بهتان زنندهاى كه دروغ مىبندد.»
[شرح]
(٨٦٧٧٤- ٨٦٧٥٢) سيد رضى مىگويد: اين سخن مانند عبارت سابق آن بزرگوار: «هلك فى رجلان محبّ غال و مبغض قال» مىباشد.
دوست تندرو، مانند غلاة كه زياده از حّد امام را ستوده و در طرف افراط
[١] سوره بقره (٢) آيه (٢٣٧) يعنى: از احسان در بين خود فراموش نكنيد.