ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٠ - شرح
كه انسان گاهى بر كارى عزم راسخ دارد، و بر اساس تصوّرى كه نسبت به سود و انگيزه عملى دارد، تصميم قلبى مىگيرد، و پس از اندكى تصميم به هم مىخورد، و به دليل از بين رفتن آن انگيزه و يا به خاطر مانعى كه پيش مىآيد از عزم خود برمىگردد.
حال با توجّه به مقدّمه بالا، مىگوييم: اين دگرگونيها و تصوراتى كه در پى هم از خاطر انسان مىگذرند كه باعث رجحان انجام كار مورد تصميم مىگردند، امورى ممكناند و در دو جهت بود و نبود، نياز به رجحان دهنده و تأثير گذارندهاى دارد، دليل رجحان اگر از ناحيه خود بنده باشد، باز خود نياز به مرجّح دارد، كه در اين صورت، باعث دور يا تسلسل مىگردد، و چون دور و تسلسل باطل است، پس ناگزير بايد مرجّح به خداوندى كه- او دگرگون كننده دلها و بينشهاست- منتهى گردد، و هدف همين است.
(٣٢٣٧) ٢٣٧- امام (ع) فرمود:
مَرَارَةُ الدُّنْيَا حَلَاوَةُ الْآخِرَةِ- وَ حَلَاوَةُ الدُّنْيَا مَرَارَةُ الْآخِرَةِ (٧٩٨٤٠- ٧٩٨٣٢)
[ترجمه]
«تلخى دنيا باعث شيرينى آخرت، و شيرينى دنيا باعث تلخى آخرت است».
[شرح]
(٧٩٨٤٠- ٧٩٨٣٢) يعنى اينها لازم و ملزوم يكديگرند. كلمه «حلاوت شيرينى» و «مرارت تلخى» را استعاره براى لذّت و رنج آورده است، بديهى است كه رنجهاى دنيا پيامد ترك لذّتهاى دنيا- و به منظور آخرت خواهى و ميل به اجر اخروى است كه خود باعث شيرينى و لذّت اخروى مىباشد- و استفاده نبردن از لذّتهاى دنياست. و همچنين برخوردارى از لذّتهاى دنيا باعث غفلت از آخرت و ترك عمل اخروى است، و اين خود باعث عذاب در آخرت مىشود و شقاوت اخروى را در پى دارد.