ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨٠ - شرح
[ترجمه]
«به هيچ كس بر نخوردم مگر اين كه او خود مرا به زيان خويش كمك كرد».
[شرح]
(٨٢٥٦٣- ٨٢٥٣٩) سيد رضى مىفرمايد:
امام (ع) با اين گفتار اشاره فرموده است بر اين كه هيبت آن بزرگوار در دلها مىافتاد.
مقصود امام (ع) آن است كه هيبت آن بزرگوار و تصوّر شجاعان كه پيروزى او را بر همگنان و كشتن ايشان را نتيجهاى عادى مىدانستند، باعث عقب نشينى و ضعف مقاومت آنها مىشد، و اين چيزى بود كه او را عليه رقيبان يارى مىكرد.
(٣٣٠٣) ٣٠٣- امام (ع) به فرزندش محمد حنفيه فرمود:
يَا بُنَيَّ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ مِنَ الْفَقْرَ- فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ- فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّينِ- مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِيَةٌ لِلْمَقْتِ (٨٢٥٨٧- ٨٢٥٧١)
[ترجمه]
«پسرم از تنگدستى تو مىترسم، از دست آن به خدا پناه ببر كه تنگدستى باعث شكست و كاستى در دين، و سرگردانى عقل و خرد، و انگيزه دشمنى است.»
[شرح]
(٨٢٥٨٧- ٨٢٥٦٤) امام (ع) پسرش را به پناه بردن بر خدا از تنگدستى امر كرده است به خاطر سه ناگوارى كه در تنگدستى وجود دارد: يا باعث كاهش در دين است، چون فكر مشغول تنگدستى مىشود و نيروى بدن را از عبادت مىگيرد و باعث سرگردانى عقل مىشود، يعنى جاى سردرگمى و حيرت عقل است و دلتنگى به دليل بىچيزى امر واضحى است. و همچنين تنگدستى باعث دشمنى شخص با مردم مىشود. امام (ع) به وسيله قياس مضمرى وادار به استعاذه كرده است كه صغراى قياس: فان الفقر ... و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر چه داراى آن شرايط