ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٥ - شرح
الشّكر. و علت اين كه آن، راهى است براى سپاسگويى، همان است كه اين انديشه باعث ورود به سپاسگزارى مىگردد. و همين عبارت صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر چيزى كه درى از درهاى سپاسگزارى باشد، نبايد از آن غفلت كرد.
(٧٢٢٢٩- ٧٢٢١١) ٢٤- در روز جمعه مسافرت نكند، مگر اين كه سفر به خاطر جهاد و يا به بهانه و عذر واضحى باشد. راز مطلب آن است كه نماز جمعه در دين اسلام با اهميت است و جمعه وقت نماز و عبادت است.
بنا بر اين، مسافرت كردن در آن روز، كارى نابجاست.
(٧٢٢٤٢- ٧٢٢٣٠) ٢٥- در تمام كارهايش، فرمانبردار خدا باشد. و بر اين امر، وسيله قياس مضمرى او را تشويق كرده است كه صغراى آن، عبارت: فانّ ... سواها، و كبراى مقدّر آن نيز چنين است: و هر كارى كه برتر از ديگر كارها باشد، بايد بدان پايبند شود و آن را بر ديگر كارها مقدّم بدارد.
(٧٢٢٧٤- ٧٢٢٤٣) ٢٦- نفسش را در راه عبادت بفريبد، از آن رو كه روش نفس پيروى از هوا و همسويى با طبيعت است پس شايسته آن است كه آن را گاهى با وعده خوب دادن و گاهى با ترساندن از خواسته خود به چيز ديگرى بفريبند، و گاهى هم به وسيله مشاهده كسانى كه زيردست اويند، يعنى آن كسانى كه مهيّا براى عبادتند، و گاهى هم با سرزنش نفس بر اين كه او در برابر خدا كوتاهى مىكند. امّا اگر نفس راه بندگى را پيمود، سزاوار است كه با مدارا- بدون اجبار بر عبادت- رفتار شود، زيرا اجبار باعث افسردگى و بريدن است، همان طورى كه سرور رسولان (ص) فرموده است: «براستى كه اين دين، ژرف و پر محتواست، با مدارا در آن وارد شو، و نفست را به عبادت خدا به زور وادار نكن، زيرا كسى كه در اثر سرعت خسته و مانده است نه مسافت را پيموده و نه براى خود، مركبى باقى