ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٥ - شرح
باشد، هيچ مناسبتى ميان او و فخر فروشى نيست. بعضى كلمه فخر را منصوب به صورت مفعول معه روايت كردهاند.
(٣٤٢٧) ٤٢٧- امام (ع) فرمود:
الْغِنَى وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ (٨٦٣٦١- ٨٦٣٥٥)
[ترجمه]
«مالدارى و تنگدستى، پس از عرضه شدن بر خداست».
[شرح]
(٨٦٣٦١- ٨٦٣٥٥) مقصود امام (ع) آن است كه بىنيازى واقعى منوط به داشتن پاداش اخروى است و تنگدستى واقعى منوط به نداشتن آن است.
(٣٤٢٨) ٤٢٨- از امام (ع) پرسيدند: بزرگترين شاعران كيست؟ فرمود:
إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ- تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا- فَإِنْ كَانَ وَ لَا بُدَّ فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ يريد إمرأ القيس (٨٦٤٢٥- ٨٦٤٠٦)
[ترجمه]
«آن گروه در يك رديف اسب تازى نكردهاند تا در پايان ربودن نى، كمال آنها شناخته شود، و اگر ناگزير بايد برترين آنها تعيين شود، پس پادشاه بسيار گمراه برتر است».
[شرح]
(٨٦٤١٥- ٨٦٤٠٦) مقصود امام (ع) امرؤ القيس است.
منظور آن است كه شاعران به يك سبك شعر نسرودهاند تا ميان آنها بالا و پايين تعيين شود بلكه هر كدام از آنها حالت مخصوصى دارند كه در آن حال شعر نيكو مىسرايند و ذوق آنها به كار مىافتد، يكى وقت نشاط، و ديگرى در هنگام ترس، و آن ديگرى در حال خوشى و شادمانى شعر خوب مىسرايد. و از اين رو گفتهاند: بهترين شاعر عرب امرؤ القيس است وقتى كه سوار بر اسب باشد، اعشى است آن گاه كه بخواهد و با نشاط باشد، و نابغه است وقتى كه بترسد.