ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٢ - الويح
[شرح]
(٧٥٠٢٤- ٧٤٩٨٥) نقل كردهاند، مردى شامى وقتى به امام عرض كرد: راجع به رفتن ما به شام بفرماييد آيا به قضا و قدر الهى است يا نه؟ امام (ع) فرمود: «سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد، ما هيچ جا قدم ننهاديم، و به درّهاى فرود نيامديم مگر به قضا و قدر الهى.»
آن مرد گفت: پس نزد خدا پاداشى نداريم، يعنى: من براى خود پاداشى نزد خدا نمىبينم. امام (ع) فرمود: «ساكت باش، اى شيخ! خداوند، پاداش شما را در رفتن به شام وقتى كه مىرفتيد، و در بازگشتتان وقتى كه بر مىگشتيد، زياد گردانيد، در صورتى كه شما در هيچ حال مجبور و ناچار نبوديد».
آن مرد گفت: چگونه! با اين كه قضا و قدر ما را راند؟
آن گاه امام (ع) فرمود: ويحك، جز اين كه پس از كلمه و الوعيد عبارت چنين بوده است: ... و امر و نهى، و هيچ سرزنشى از جانب خدا براى گناهكار و نه ستايشى براى نيكوكار نيامده است، اين سخن بتپرستان و پيروان اهريمنان و شاهدان جور و ستم و كسانى است كه چشمانشان از ديدن حقيقت كور است و اينان فرقه قدريّه و مجوس اين امّتند، زيرا كه خداوند متعال بندگانش را از روى اختيار امر فرموده است تا آخر ...
بعد آن مرد گفت: پس قضا و قدر چيست كه ما جز بدان وسيله حركت نكرديم؟ امام (ع) فرمود: «آن فرمان خداى تعالى و دستورات اوست» آن گاه اين آيه را قرائت كرد: وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ [١].
در اينجا آن مرد خوشحال از جا جست و گفت: تو آن امامى كه با پيروى تو روز قيامت خوشنودى خداوند بخشنده را اميد داريم، تو آنچه از دين ما پوشيده بود آشكار كردى، پروردگار از طرف ما تو را در اين كار پاداش نيكو عطا كند.
الويح
كلمه ترحم است [از باب دلسوزى گفته مىشود] و الحاتم به
[١] سوره بقره (٢) آيه (١٨٢) يعنى: پروردگارت فرمان داده است كه جز او را نپرستيد.