ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٦ - در عبارت و قد ابتلانى تا آخر
يك از ما را بر ديگرى حجت قرار داده است، پس تو براى رسيدن به دنيا به تأويل و توجيه قرآن پرداختى [١]، و از من چيزى را مطالبه كردى كه نه دستم به آن جنايت آلوده است و نه زبانم، در حالى كه تو و مردم شام، در برابر من سر به شورش گذاشتيد، داناى شما، نادان را و ايستاده شما نشسته را بر من شوراند. پس از خدا بترس و مهار خود را از دست شيطان بيرون كن، و به سمت آخرت روبرگردان كه اين راهى است كه من و تو بايد برويم، و بترس از آن كه خداوند تو را به بلايى ناگهانى گرفتار كند كه ريشهات را بركند و نسلت را قطع كند. من براى تو به خدا سوگندى ياد مىكنم كه خلاف ندارد، كه اگر دست روزگار من و تو را جمع كند، همواره با تو پايدار مىايستم حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ [٢]
[شرح]
(٧٠٠٢٥- ٦٩٩٩٣)
عبارت: اما بعد ... لنبتلى بها
اشاره به هدف از آفرينش دنيا و فايده آن است، تا بدان وسيله او به خود آيد و براى خدا كار كند، و مقصود از تلاش در دنيا آن است كه انسان مأمور به تلاش براى كسب دنيا تنها به خاطر دنيا نشده است مگر به قدر ضرورت، مورد امر و دستور الهى در اين آيه مباركه است:
هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا [٣]
(٧٠٠٣٨- ٧٠٠٢٦)
در عبارت: و قد ابتلانى ... تا آخر
بعضى از هدفهاى دنيا را بيان مىكند، در پيش چگونگى آزمايش خداوند بندگان خود را دانستيم، منظور از آزمايش امام (ع) به وسيله معاويه، همان نافرمانى و ستيز وى با امام (ع) است، به طورى كه اگر امام از مقاومت در برابر او كوتاهى كند و رودرروى او نايستد مورد
[١] چون معاويه به مردم مىگفت من به خونخواهى عثمان قيام كردهام و آيه «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً» بر آنها قرائت مىكرد و به آيه قصاص تمسك مىجست- م.
[٢] سوره اعراف (٧) آيه (٨٧) يعنى: تا خدا بين من و تو داورى كند، و خداوند بهترين داوران است.
[٣] سوره ملك (٦٧) آيه (١٥) يعنى: پس شما در پستى و بلندى زمين حركت كنيد و از روزى او بخوريد.