ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٥ - شرح
[ترجمه]
«مردم در دنيا به دو گونه عمل مىكنند: يك دسته براى دنيا كار مىكنند، كه آنان را دنيا به خود مشغول ساخته و از آخرت بازداشته است، مىترسند فرزندانشان دچار تنگدستى شوند، ولى خود را از تنگدستى در آخرت، ايمن مىدانند. پس عمر خود را در راه تأمين سود ديگران مىگذرانند. و دسته ديگر در دنيا براى آخرت كار مىكنند، و بدون اين كه براى دنيا كار كنند آنچه از دنيا روزى آنان است مىرسد، پس هر دو فايده را با هم جمع كرده و هر دو عالم را صاحب شدهاند، و نزد خدا آبرو دارند، و هر حاجتى از او بخواهند، روا مىسازد».
[شرح]
(٨١٢٥٠- ٨١١٩٣) در اين زندگى دنيايى، انسان ناگزير به انجام كارى است، امّا كار عاقل يا به سود دنيا و يا غير دنيا يعنى آخرت است، پس در اين صورت مردم دو دستهاند:
به دسته اوّل در مقام مذمّت با اين جمله اشاره فرموده است: «قد شغلته دنياه ...
غيره» و معناى اين جمله آن است كه انسان از ترس تنگدستى فرزندانش پس از خود، سرگرم تحصيل دنيا مىگردد، و عمر خود را در سودى كه با خيالش عايد ديگران مىشود، مىگذراند، و خود نيز از بزرگترين فقر در آخرت نمىترسد، و خيرات براى خود باقى نمىگذارد، و اين گمراهى آشكارى است.
و به دسته دوّم در مقام ستايش با اين عبارت اشاره كرده است: و عامل ...
فجاءه الّذى له من الدّنيا يعنى: روزى و امثال آن كه در لوح محفوظ براى او مقدّر شده است. امّا عبارت: «بغير عمل» يعنى: براى دنيا، زيرا عمل به مقدار ضرورت از اعمال دنيا، در حقيقت عمل براى دنيا نيست، بلكه عمل براى آخرت است، و مقصود بالعرض از دنيا همين است و بدين وسيله است، هر دو بهره را از دنيا و آخرت به دست آورده است، در دنيا با قناعتى كه در زندگى دارد، و در آخرت با نتيجه اعمالش، كامياب مىگردد، و آبرومندى در نزد خدا و بلندى مرتبهاش در مورد آمادگى براى اطاعت خدا باعث پذيرش دعا و اجابت خواستههاى او مىگردد.