ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٩١ - ٣٤٥٢ ٤٥٢ - امام(ع) فرمود
جبل از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه فرمود: علم را بياموزيد كه آموختن علم براى خدا حسنه و مطالعه و تحقيقش تسبيح، و بحث و گفتگويش جهاد، و پىگيرىاش عبادت، و آموزش به ديگران صدقه، و در اختيار اهلش قرار دادن، باعث تقرّب به خداست. زيرا كه دانش نشانههاى حلال و حرام، موجب شناخت راه بهشت، همدم در هنگام ترس، و هم سخن در خلوت و همنشين تنهايى، و رفيق در غربت، و راهنما به سوى خوشيها و كمك در برابر ناخوشيها و زينت در نزد دوستان، و اسلحه در مقابل دشمنان است.
(٣٤٥١) ٤٥١- امام (ع) فرمود:
شَرُّ الْإِخْوَانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ (٨٧٠٠٤- ٨٧٠٠٠)
[ترجمه]
«بدترين دوستان كسى است كه به خاطر او انسان به زحمت افتد.»
[شرح]
(٨٧٠٢١- ٨٧٠٠٠) يعنى كسى كه نياز باشد براى او زحمتى تحمّل شود. توضيح آن كه دوستى صميمانه مستلزم خوشى و شادمانى ميان دوستان و باعث ترك زحمت از يكديگر است. بنا بر اين نبودن اين جهت و وجود زحمت، مستلزم عدم ملزوم يعنى صميميت در دوستى خواهد بود، و كسى كه دوست صميمى نباشد پس بدترين دوستان است.
اين جمله به منزله مقدمه صغرايى است كه بدان وسيله امام (ع) بر اجتناب از چنين برادرى توجه داده است، و تقدير جمله چنين است: هر كس كه باعث نياز به رنج و زحمت زياد باشد او بدترين دوستان است و كبراى مقدّر نيز چنين است: و هر كس بدترين دوست باشد، اجتناب از او لازم است.
(٣٤٥٢) ٤٥٢- امام (ع) فرمود:
: إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَهُ (٨٧٠٣٠- ٨٧٠٢٥)