ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٣٨ - ٣٢٤٦ ٢٤٦ - وقتى كه به امام(ع) خبر دادند، لشكر معاويه، بر شهر انبار يورش برده و آنجا را غارت كرده است،
كقطر المطر [١]» گذشت.
(٤٠٠٩) ٩- و در گفتارى از امام (ع) است:
كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا؟ بِرَسُولِ اللَّهِ؟- ص فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ (٨٠٧٦٨- ٨٠٧٥٣)
[ترجمه]
«هنگامى كه سخت مىترسيديم، خود را وسيله پيامبر خدا (ص) نگهدارى مىكرديم و هيچ كدام از ما به دشمن، از آن گرامى، نزديكتر نبوديم».
[شرح]
(٨٠٨٦٨- ٨٠٧٥٣) معناى سخن آن است كه هنگام شدت ترس، و تنگناى رزم، مسلمانان به سمتى مىگريختند كه پيامبر خدا (ص) مىجنگيد.
است، بهترين آنها اين است كه گرماى جنگ را تشبيه، به آتشى نموده كه حرارت و سرخى در عمل را يكجا در خود جمع كرده است، و مؤيّد اين قول است سخن پيامبر وقتى كه در جنگ حنين- هوازن- فشار مردم را ديد، فرمود: اكنون آتش بر افروخته شد. كه شدت درگيرى را به گداختگى آتش تشبيه كرده است.
مىگويم: امام (ع) شدّت جنگ را به آتش افروخته تشبيه كرده است چنانكه نظير آن گذشت.
(٣٢٤٦) ٢٤٦- وقتى كه به امام (ع) خبر دادند، لشكر معاويه، بر شهر انبار يورش برده و آنجا را غارت كرده است،
خود امام (ع) با پاى پياده از شهر بيرون آمد تا به نخيله رسيد، مردم آن حضرت را ديدند، عرض كردند: يا امير المؤمنين، ما آنها را كفايت مىكنيم. حضرت در جواب آنها گفت:
[١] آغاز خطبه ٢٣- م.