ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣١٢ - ٢ - دليل دوم، عبارت و ان كنتما اقراركما به،
پيمان شكنى برگرديد و هر چه زودتر نزد خدا توبه كنيد، و اگر از روى بىميلى با من پيمان بستيد و در ظاهر اظهار اطاعت كرديد اما در پنهان سر نافرمانى داشتيد در اين صورت راه سرزنش مرا بر خويشتن گشودهايد. به جان خودم قسم شما به بيمناك بودن و پوشيده داشتن عقيده خود در باره بيعت با من از ديگر مهاجران سزاوارتر نبوديد، و نرفتن شما زير بار بيعت با من پيش از ورودتان در اين كار، از پيمان شكنى بعد از اقرار و پذيرش آن آسانتر بود.
به گمان شما من عثمان را كشتهام، بنا بر اين بين من و شما، كسانى از اهل مدينه كه هم از من و هم از شما فاصله گرفتهاند به عنوان گواه هستند، تا هر يك از ما به مقدارى كه دخالت در قتل عثمان داشت، محكوم شود. پس اى پيرمردان از اين انديشهتان دست برداريد، زيرا اكنون بزرگترين گرفتارى شما ننگ است، امّا در آينده هم گرفتار ننگ خواهيد بود و هم گرفتار دوزخ».
[شرح]
(٦٩٨٥٣- ٦٩٨٢٧) خزاعة، قبيلهاى از دودمان ازد است، بعضى گفتهاند: اسكافى منسوب به روستاى بزرگى است كه بين نهروان و بصره بوده است. و كتاب المقامات كتابى است كه شيخ نامبرده در مناقب امير المؤمنين (ع) تصنيف كرده است.
امام (ع) در مورد بيعت شكنى طلحه و زبير با آن حضرت، با دليل زير با آنها به استدلال پرداخته است:
(٦٩٨٨٨- ٦٩٨٥٤)
١- عبارت: امّا بعد ... حاضر،
كه به منزله صغراى قياس مضمرى است كه كبراى مقدّر آن چنين است: و هر كه را كه شما آن چنان مىشناسيد، سزاوار نيست بيعت با او را بشكنيد و بر او خروج كنيد. و جمله: و كتمتما اشاره بر آن است كه طلحه و زبير پس از شكستن بيعت با امام (ع)، قصد بيعت و آزادى در عمل را در مورد خود و جمع زيادى از مردم، كتمان كردند و وانمود كردند كه امام (ع) آنها را به اجبار وادار بر بيعت با خود كرده است.
(٦٩٩٤٢- ٦٩٨٨٩)
٢- دليل دوّم، عبارت: و ان كنتما ... اقراركما به،
است كه جمله شرطيه