ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٨٠ - شرح
[لغت]
(انتضال): تيرانداختن
[ترجمه]
«انسان در دنيا هدف تيرهاى مرگ است، غارت شدهاى است كه درد و بلاها به جانب او شتابانند با هر آشاميدنش گلوگير كردنى و با هر لقمهاى غمهايى همراه است. هيچ كس به نعمتى نمىرسد مگر به قيمت جدا شدن از نعمت ديگرى و روزى از عمر خود را استقبال نمىكند مگر با جدا شدن از روزى ديگر از عمر خود، پس ما خود به مردنها كمك مىكنيم و نفوس ما در معرض نابوديهاست، پس از كجا ما به جاودانگى اميدوار باشيم در صورتى كه اين شب و روز براى كسى حرمت قائل نشدند مگر اين كه زود از آن حالت به ويران كردن ساختهها و پر كردن جمع آوردههاى خود پرداختند».
[شرح]
(٧٨٥٣٠- ٧٨٥٢٣) اين فصل خوبى از پند و موعظه است و مشتمل بر هشت جمله مىباشد.
١- كلمه غرض را از آن رو براى انسان استعاره آورده است كه خود انسان مقدمات مرگ و مردنها و وسايل آن را از قبيل بيماريها و عوارض كشنده، فراهم مىآورد. و صفت تيراندازى را براى اين عمل انسان از آن جهت آورده است كه گويى مرگها خود تير بلاها را مىاندازند.
(٧٨٥٣٤- ٧٨٥٣١) ٢- كلمه نهب را به جاى منهوب (غارت شده) از آن جهت استعاره آورده كه مصيبتها به سرعت آدمى را فرا مىگيرند.
(٧٨٥٤٤- ٧٨٥٣٥) ٣- اين عبارت: مع كل جرعة ... غصص را كنايه آورده است از: درهم شكستن لذايذ دنيا به وسيله رويدادها و بيماريهايى كه با آنها آميخته و مخلوط مىشود.
(٧٨٥٥٢- ٧٨٥٤٥) ٤- بندهاى به نعمتى نمىرسد مگر با از دست دادن نعمتى ديگر زيرا نعمت درست همان لذّت است و هر وسيلهاى كه باعث لذّت شود، خود نمىتواند نعمت باشد. و بديهى است كه نفس آدمى ممكن نيست كه در دنيا در