ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٤٢ - عبارت امام(ع) فان الله بالمرصاد،
منهيّات او، در برابر نعمتهاى خداست. و اما انصاف با مردم، به عدالت رفتار كردن ميان مردم و دادن حقوقى كه بر او و بر خويشان و نزديكان او دارند. و در مورد وجوب چنين انصافى، به قياس مفصولى [قياسى كه نتيجهاش صغراى قياس ديگرى مىگردد]، استدلال كرده است، صغراى قياس اوّل: براستى تو اگر آن كار را نكنى ظالمى، يعنى به بندگان خدا ستم كردهاى، و كبراى آن: و هر كس به بندگان خدا ستم روا دارد، خداوند به جاى بندگانش دشمن اوست، و نتيجه مقدّر آن چنين مىشود: پس اگر چنان نكنى خداوند به جاى بندگانش دشمن تو است. و همين نتيجه، خود، صغرا براى قياس ديگرى است كه كبرايش سخن امام (ع): و هر كس كه خدا با او در ستيزد و ... (و من خاصمه اللَّه ...) و نتيجه مقدّر آن چنين مىشود: زيرا تو اگر آن كار را نكردى، هنگام در ستيز بودن با او، عذرت را نپذيرفته و تا وقتى كه از ظلم و ستم خوددارى و توبه نكردهاى در جنگ با خدا هستى.
(٦٦٦٥١- ٦٦٦٣٧)
گفتار امام (ع): و ليس شيء ... على ظلم،
هشدار بر پيامد ديگرى براى نداشتن انصاف و يا ستمپيشگى است و اين پيامد، عبارت از آن است كه ستمگرى بيش از هر چيز باعث تغيير نعمت خدا و سرعت در خشم اوست.
(٦٦٦٦٠- ٦٦٦٥٢)
عبارت امام (ع): فانّ اللَّه ... بالمرصاد،
بيان ضرورت پيامد مذكور است، توضيح آن كه خداى سبحان هرگاه دعاى ستمديده را بشنود و بر كار ستمگر اطلاع يابد، در صورتى كه زمينه تغيير نعمت فراهم باشد، زود نعمتش را دگرگون مىسازد.
(٦٦٧٥١- ٦٦٦٦١) دهم: امام (ع) او را مأمور ساخته است كه بهترين كارها در نزد او كارى باشد كه به اعتدال در راه حق از دو طرف افراط و تفريط نزديكتر باشد و از همه امور بيشتر شامل عدالت بوده، و نسبت به جلب رضاى مردم، جامعتر باشد، زيرا عدالت گاهى به نحوى است كه شامل حال توده مردم نمىگردد، بلكه تنها