ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠ - مطلب دوم به اصلاح رفتار خود با مردم توصيه كرده است
تشبيه كرده است كه در منزلى خوش و خرّم بودند، آن گاه به جايى خشك و تنگ منتقل شوند، پس در اين مثل منزلگاه خوش و خرّم همان دنياست زيرا دنيا جاى خوشبختى و نعمت براى اهل دنيا و آخرت جاى تنگ و ناگوار براى آنهاست، زيرا كه آنان در دنيا براى درك سعادت آخرت آمادگى لازم را پيدا نكردند.
وجه تشبيه اهل دنيا به آن گروه، همان است كه حضرت در ضمن سخنان خود بيان داشته است، و عبارت از اين است كه چيزى ناخوشايندتر از آن نزد ايشان نيست، تا آخر مطلب: يعنى براى اهل دنيا چيزى ناخوش آيندتر و دشوارتر از مفارقت از آنچه كه در دنيا داشتند و رسيدن به آن ترس و وحشتهايى كه ناگهان بر آنان هجوم مىآورند و به صورت غل و زنجيرها- متوجّه آنها مىشوند- وجود ندارد، همان طورى كه هيچ چيز ناخوشتر از مفارقت جاى خوش و خرّمى كه در آنجا بودند و انتقال به جاى تنگ و قحطىزدهاى كه به آن وارد مىشوند وجود ندارد. و بر اين دو مثل پيامبر (ص) در بيان خود اشاره فرموده است: دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.
(٦١٢٧٨- ٦١٢٦٩)
مطلب دوم: به اصلاح رفتار خود با مردم توصيه كرده است.
به فرزندش امر فرموده است تا خويش را ملاك سنجش بين خود و ديگران قرار دهد. جهت اين كه امام (ع) لفظ «ميزان» را براى فرزندش استعاره آورده است، اين است كه وى همچون ترازو، بين خود و ديگران عادلانه رفتار كند. (٦١٢٨٩- ٦١٢٧٩) سپس جهات عدالت و برابرى كه امر فرموده است، ميزان را بر اساس آنها قرار دهد، شرح داده است، بعضى از آن جهات امور مثبت و برخى منفىاند.
اوّل: براى ديگران آنچه را بپسندد كه براى خود مىپسندد، و بر ديگران نپسندد آنچه را كه بر خود نمىپسندد و در حديث مرفوعى آمده است: ايمان بندهاى كامل نمىشود تا اين كه براى برادرش بپسندد آنچه را كه بر خود مىپسندد، و بر او نپسندد آنچه را كه بر خود نمىپسندد. و راز حديث اين است