ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥١ - شرح
نمىگيرد و منافق دوست تو نمىشود [١]».
[شرح]
(٧٤٤٩٩- ٧٤٤٥٦) جمّات جمع جمّه، عبارت است از جايى از زمين كه در آن جا آب گرد آيد. و از آن رو كه ايمان راستين باعث اتحاد و محبت خالص ميان مؤمنان در راه خداست، ناگزير دشمنى و كينه امام (ع) با آن در يك دل جمع نشود. و از طرفى چون نفاق مخالف ايمان است، با آنچه لازمه ايمان است يعنى محبت در راه خدا نيز مخالف است و با آن جمع شدنى نيست، هر چند به بهاى دادن مال فراوانى به شخص منافق باشد.
كلمه جمّات را از باب تشبيه معقول به محسوس، براى محل اجتماع اموال دنيا، استعاره آورده است، آرى گاهى به وسيله مال دنيا محبت عرضى حاصل مىشود كه با از بين رفتن علّت يعنى صرف مال و نظير آن، محبت نيز از بين مىرود، و سخن در اين نوع از محبت نيست، اين است راز سخن امام (ع):
دشمن نمىدارد ... و امام (ع) اين مطلب را بر قضاى الهى كه بر زبان پيامبر خدا (ص) مقدّر شده، نسبت داده است.
(٣٠٣٩) ٣٩- امام (ع) فرمود:
سَيِّئَةٌ تَسُوءُكَ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُكَ (٧٤٥١٠- ٧٤٥٠٣)
[ترجمه]
«بدى و گناهى كه تو را غمگين سازد، نزد خدا بهتر از عمل نيكى است كه تو را به خودبينى وادارد».
[شرح]
(٧٤٥١٠- ٧٤٥٠٣) مقصود امام (ع) از بدى و گناهى كه تو را غمگين سازد، عملى مانند گناهى است كه از انسان سر مىزند، در نتيجه او پشيمان شده و نسبت به انجام آن كار غمگين مىشود، و مقصود از عمل نيك كه انسان را به خودبينى وادارد، امثال
[١] يا على، لا يبغضك مؤمن و لا يحبّك منافق.