ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٦ - شرح
[شرح]
(٧٤٥٧٦- ٧٤٥٧٢) سعادة الجدّ، يعنى خوشبختى و فراهم آمدن اسباب مصلحت در باره انسان، و از جمله مصالح آدمى پوشيده ماندن عيبها و پستيهاى اوست، و دوام پوشيده ماندن آنها وابسته به دوام اسباب و وسايل مصلحت است.
(٣٠٤٥) ٤٥- امام (ع) فرمود:
أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ (٧٤٥٨٥- ٧٤٥٨٠)
[ترجمه]
«شايستهترين فرد به گذشت و بخشش، تواناترين مردم به مجازات و كيفر دادن است.»
[شرح]
(٧٤٥٨٥- ٧٤٥٨٠) چون فضيلت بخشش در عرف مردم شامل كسى است كه قادر بر مجازات است، امّا مجازات نمىكند، و چون عفو و قدرت از دو مقوله اشدّ و اضعفند، ناگزير اولويت عفو، تابع اولويّت و اشديّت قدرت است، يعنى هر كس تواناتر بر كيفر كردن و كيفر نكردن باشد، سزاوارتر به بخشندگى خواهد بود.
(٣٠٤٦) ٤٦- امام (ع) فرمود:
السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً- فَأَمَّا مَا كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ (٧٤٦٠٠- ٧٤٥٨٩)
[لغات]
(تذمّم): خوددارى از نكوهش (سخاء): ملكه بذل مال به كسى كه مستحق است به مقدارى كه شايسته است، آن هم بدون مقدمه و از روى ميل قلبى و با رعايت برابرى به كسى كه نيازمند آن است.
[ترجمه]
«سخاوت و بخشندگى آن است كه بىدرخواست انجام گيرد، زيرا آنچه به خاطر درخواست باشد، از روى شرم و فرار از نكوهش است».
[شرح]
(٧٤٦٠٠- ٧٤٥٨٩) با اين تعريف روشن شد، آنچه كه از روى درخواست، بخشش شود،