ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٢ - ترجمه
[ترجمه]
«به اولاد ديگران نيكى كنيد، تا حرمت اولاد شما را، ديگران پاس بدارند».
[شرح]
(٨١٠٧٢- ٨١٠٦٦) عقب، كسانى از فرزند و فرزندانى است كه انسان پس از خود به جا مىگذارد. و براستى چنان است كه امام (ع) فرمود، زيرا مكافات يك ضرورت طبيعى است، و خوشنامى ناشى از نيكوكارى، باعث جلب نظر مردم نسبت به اولاد شخص نيكوكار، پس از مرگ او مىگردد.
(٣٢٤٩) ٢٤٩- امام (ع) فرمود:
إِنَّ كَلَامَ الْحُكَمَاءِ إِذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً- وَ إِذَا كَانَ خَطَأً كَانَ دَاءً (٨١٠٨٩- ٨١٠٧٦)
[ترجمه]
«سخن دانايان اگر درست باشد، دارو، و اگر نادرست باشد، درد است».
[شرح]
(٨١٠٨٩- ٨١٠٧٦) توضيح آن كه، چون مردم كاملا بدانها خوشبين و پذيراى سخن آنانند، اگر سخنشان درست باشد، درد نادانى را برطرف سازد، و اگر نادرست باشد، باعث ايجاد درد نادانى در مردم خواهد شد، از اين رو گفتهاند: لغزش يك عالم، به منزله لغزش تمام مردم است.
(٣٢٥٠) ٢٥٠- مردى از امام (ع) پرسيد ايمان چيست؟ آن بزرگوار فرمود:
إِذَا كَانَ الْغَدُ- فَأْتِنِي حَتَّى أُخْبِرَكَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ- فَإِنْ نَسِيتَ مَقَالَتِي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ- فَإِنَّ الْكَلَامَ كَالشَّارِدَةِ يَنْقُفُهَا هَذَا وَ يُخْطِئُهَا هَذَا (٨١١٢٠- ٨١٠٩٨)
[ترجمه]
«فردا نزد من بيا تا در حضور مردم، جواب دهم كه اگر تو سخن مرا فراموش كردى، ديگران فراموش نكنند، زيرا سخن مانند صيد گريز پاست، يكى آن را به دست مىآورد، و ديگرى از دست مىدهد.»