ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤١ - ٣٠٣٢ ٣٢ دهقانان شهر انبار، امام(ع) را به هنگام رفتن به شام، ملاقات كردند
توانگرى و بلكه عين آن فرموده است. بديهى است كه رها كردن آرزو مستلزم پيشه ساختن قناعت، و لازمه قناعت، توانگرى معنوى و بىنيازى روحى است.
(٣٠٣٠) ٣٠- امام (ع) فرمود:
مَنْ أَسْرَعَ إِلَى النَّاسِ بِمَا يَكْرَهُونَ- قَالُوا فِيهِ بِمَا لَا يَعْلَمُونَ (٧٤٠٤٦- ٧٤٠٣٦)
[ترجمه]
«هر كس به عملى بشتابد كه باعث رنجش مردم گردد، در باره او، چيزهايى بگويند كه نمىدانند».
[شرح]
(٧٤٠٤٦- ٧٤٠٣٦) از آنجا كه طبع انسان از آزار نفرت دارد، و نسبت به آزار دهنده كينه و دشمنى مىورزد، بيشتر مردم طبعا نام شخص موذى را به راست يا دروغ و يا به احتمال به زشتى مىبرند، تا شنوندگان را در رفع اذيّت او، با خود موافق و هماهنگ سازند.
(٣٠٣١) ٣١- امام (ع) فرمود:
مَنْ أَطَالَ الْأَمَلَ أَسَاءَ الْعَمَلَ (٧٤٠٥٤- ٧٤٠٥٠)
[ترجمه]
«هر كس آرزوهاى دور و دراز در سر بپروراند، عمل و كردارش ناپسند گردد.»
[شرح]
(٧٤٠٥٤- ٧٤٠٥٠) از آن رو كه آرزوى زياد در دنيا باعث توجّه به دنيا و كوشش بىاندازه در كار دنيا و غفلت از آخرت است، نسبت به كار اخروى عملى بد و ناپسندى است.
(٣٠٣٢) ٣٢ دهقانان شهر انبار، امام (ع) را به هنگام رفتن به شام، ملاقات كردند