ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩٨ - شرح
خجالت سائل به خاطر سؤال و شرمى كه پيدا مىكند، بر چهرهاش نقش مىبندد.
و هدف امام (ع) از اين سخن پرسش بجا از صاحبان مروّت و خانوادههاى اصيل است. بعضى وجهك ماء جامد روايت كردهاند در اين صورت استعاره براى آبرو به خاطر ريختنش خواهد بود كه گويا مانند آب جامد كم كم آب مىشود و مىچكد.
(٣٣٢٨) ٣٢٨- امام (ع) فرمود:
الثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ- وَ التَّقْصِيرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِيٌّ أَوْ حَسَدٌ (٨٣١٦٦- ٨٣١٥٥)
[لغت]
(الملق): چرب زبانى و زياده روى در ستايش.
[ترجمه]
«ستايش بيش از اندازه چاپلوسى، و كمتر از حدّ شايستگى حسد است».
[شرح]
(٨٣١٦٦- ٨٣١٥٥) امام (ع) از دو طرف افراط و تفريط در ستايش ديگران به خاطر پيامد ناپسند آنها بر حذر داشته است، پيامد افراط، چاپلوسى، و تفريط در ستايش درماندگى و يا حسد نسبت به فضيلت كسى است كه مورد ستايش است.
(٣٣٢٩) ٣٢٩- امام (ع) فرمود:
أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ (٨٣١٧٥- ٨٣١٧٠)
[ترجمه]
«بدترين گناهان گناهى است كه صاحبش آن را ساده پندارد».
[شرح]
(٨٣١٧٥- ٨٣١٧٠) توضيح آن كه ساده انگاشتن گناه باعث غرق شدن در آن و ارتكاب زياد گناه و دور نساختن آن از خود، مىگردد. به طورى كه ملكه مىشود. بر خلاف گناهانى كه مهم و سخت تلقّى شود.