ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣ - شرح
دادهاند، به لذّتهاى خيالى ناپايدار نفروشد. لفظ فروش استعاره است.
(٦٠٣١٣- ٦٠٣٠٣) پانزدهم: در باره آنچه آگاهى ندارد سخن نگويد. زيرا لازمه سخن گفتن بدون آگاهى، صفات ناپسند دروغ و جهالت است، و باعث نكوهش انسان مىشود. اين گفتار نظير سخن پيامبر (ص) است به بعضى از اصحابش كه فرمود: «چگونه خواهى بود، آن گاه كه در ميان جمعى از مردم فرومايه بمانى كه وفا و امانت از بين آنها رفته باشد و اين چنين بگردند- انگشتانش را داخل هم كرد- راوى مىگويد: عرض كردم: يا رسول اللّه! شما وظيفه مرا تعيين كنيد. فرمود: آنچه را خوب مىدانى انجام بده و آنچه را آگاه نيستى نپذير، و مبادا از حدّ خود تجاوز كنى. و همچنين، اين عبارت كه فرمود: و سخنى را كه موظّف به گفتن آن نيستى، نظير اين گفته پيامبر (ص) است: از محسّنات اسلام هر شخص، خوددارى او از سخنى است كه به او مربوط نيست.
(٦٠٣٢٩- ٦٠٣١٤) شانزدهم: از حركت در راهى كه ترس از گمراهى دارد، خوددارى كند، مقصود توقّف در برابر كارهاى شبهه ناك و شتاب نداشتن در حركت از طريقى است كه انجاميدن آن به حق مورد ترديد است، زيرا ايستادن و دقّت كردن او براى جستجوى حقيقت تا اين كه راه برايش روشن شود بهتر است از بيراهه رفتن و ارتكاب عملى كه خطر گمراهى در آن باشد.
(٦٠٣٤٦- ٦٠٣٣٠) هفدهم: با رفتار و گفتار خود امر به معروف و نهى از منكر كند، و از زشتكار تا حدّ امكان فاصله گيرد، و اين كار از جمله واجبات كفايى است، و گردش نظام جهان بر محور امر به معروف و نهى از منكر است. از اين رو قرآن كريم و سنّت پيامبر (ص) پر از دستور به امر و نهى است، و با اين عبارت مقام او را تا آنجا بالا برده است كه مىفرمايد: تا در زمره امر و نهى كنندگان باشى زيرا آنان از اولياى شايسته خدايند كه دل هواى در زمره ايشان بودن را دارد.
(٦٠٣٥٢- ٦٠٣٤٧) هيجدهم: در راه خدا، با دشمنان دين خدا آن طور كه شايسته است،